تبليغاتX
وبلاگ مدیریت

pnumodiryat

یاسر رجائی

pnumodiryat

http://pnumodiryat.blogfa.com

وبلاگ مدیریت

وبلاگ مدیریت

وبلاگ مدیریت

این وبلاگ به منظور توسعه سطح علمی و پل ارتباطی بین دانشجویان مدیریت با همکاری انجمن علمی مدیریت دانشگاه پیام نور مرکز مراغه ساخته شده است.
از نظرات دوستان برای بهبود و پیشرفت این وبلاگ از قبل متشکرم. علمی,پژوهشی در مورد مدیریت(بازرگانی,دولتی...)

وبلاگ مدیریت

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " وبلاگ مدیریت " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
آرشیو تماس با ما


نقش بازاريابي در توسعه صادرات

نقش بازاریابی در توسعه صادرات
يكي از مهمترين ابزارهاي استراتژي توسعه صادرات، برخورداري از مزيت نسبي در گردونه مبادلات خارجي است. ممكن است كشوري از لحاظ توليد مزيت داشته باشد ولي از نظر بازرگاني فاقد مزيت باشد. اين فقدان مزيت بازرگاني از ناكارايي نسبي در بازاررساني كالا در مراحلي همچون بسته بندي، حمل، كنترل كيفيت
.استانداردهاي توليدي، عدم دسترسي به اطلاعات مربوط به تجارت جهاني و ... ناشي مي شود
بخش صادرات ايران به علت عدم وجود يك سيستم بازاريابي و بازرگاني مناسب و كارا نتوانسته است به خوبي توسعه يابد. به طوري كه در اغلب موارد كالا و خدمات صادراتي ما با وجود برخورداري از كيفيت مطلوب و حتي فراتر از استانداردهاي جهاني به دليل نبود يك سيستم مناسب تبليغاتي و اطلاع رساني در بخش مبادلات خارجي جايگاه شايسته خود را در بازارهاي جهاني به دست نياورده است، در اغلب موارد بازرگانان به جاي افزايش صادرات، زمينه را براي افزايش واردات مهيا كرده اند. زير صادركنندگان به جاي تبليغ در مورد كالاي صادراتي خود از طريق روش هاي علمي در بازارهاي هدف، كالاهاي ساخت آن كشور را در دامن كشور تبليغ نموده اند و باعث افزايش مصرف اين كالاها شده اند. از طرف ديگر به علت ورود افراد ناآشنا و دلالان در امر صادرات، سهم صادرات ما را در برخي از بازارهاي جهاني كاهش داده است. البته عدم اطلاع دقيق توليد كنندگان كشور از شرايط و اوضاع
.بازارهاي جهاني نيز مزيد بر علت شده تا سهم از اين بازارها كاهش يابد
با توجه به مطالب فوق مي توان گفت كه در صورت اصلاح ساختار توليد در كشور و حمايت از صنايعي كه داراي مزيت رقابتي و نسبي در بازارهاي جهاني هستند، جهت تحقق توسعه صادرات غيرنفتي، فعال نمودن دفاتر بازرگاني يا نمايندگي هاي متعدد بازرگاني در كشورهاي مختلف، انجام تحقيقات بازاريابي خارجي، ايجاد نمايشگاه هاي داخلي و خارجي براي معرفي توانمندي هاي اقتصادي كشور، استفاده از آمار و اطلاعات لازم در ارتباط با حجم تجارت جهاني، ايجاد مراكز مطالعاتي در كشورهاي هدف براي آشنايي با سليقه و ترجيحات مصرف كنندگان در آن كشورها و آگاهي از شرايط بازارهاي جهاني جهت افزايش سهم تجارت خارجي ايران در اين بازارها از اهميت خاصي برخوردار است .
لذا متوليان امر در توسعه صادرات به ويژه وزارت بازرگاني بايد به اين مهم توجه داشته باشند كه توجه به مقوله بازاريابي مي تواند در افزايش درآمدهاي ارزي وتحقق اهداف توسعه صادرات نقش موثري ايفا نمايد. البته بايد به اين نكته اشاره كرد كه بدون اصلاح ساختار توليد و از بين بردن قوانين دست و پا گير كه مانع توليد سالم و رقابتي در ايران مي شوند مقوله بازاريابي نمي تواند نقش موثري در توسعه صادرات غير نفتي داشته باشد بلكه توليد كنندگان ايران بايد به فكر تقويت مزيت نسبي و رقابتي خود جهت توليدات با كيفيت بهتر و هزينه كمتر باشند تا بتوانند در بازارهاي جهاني حرفي براي گفتن داشته باشند در آن صورت تسخير بازارهاي جهاني از طريق بازاريابي .مدرن سهل و دست يافتني است .
اميد است كه مسوولان در جهت رفع موانع توليد كشور و همچنين توجه بيش تر به مقوله بازاريابي اقدامات عاجل را انجام دهند تا شاهد ثبات در درآمدهاي ارزي ناشي از صادرات غيرنفتي باشيم .


یاسر رجائی 86/01/23  نظر بدهید!

خلاصه كتب مديريتي منتخب

خلاصه كتب مديريتي منتخب

خلاصه كتاب ها در قالب PDFارائه شده است . لذا براي مشاهده نياز به نرم افزار Adobe acrobat reader مي باشد.
رديف نام كتاب نويسنده مترجم ناشر تاريخ
1 هيچ چيز نمي‌تواند ناراحتم كند (365KB) آلبرت آليس مهرداد فيروزبخت-وحيده عرفاني مؤسسه خدماتي رسا 1382
2 از خوب به عالي (231KB) جيم كالينز ناهيد سپهر پيك‏آوين 1383
3 آيين‌نامه نظارت شركت‌ها براساس اصول ٍ(ECD) اي سي دي (361KB) سپتامبر 2002
4 رهبري كارآفرين (290KB) جان پي. كاتر محمد علي طوسي مركز آموزش مديريت دولتي 1381
5 تنها بي پروايان پايدارند       (248KB) اندرو گرو عبدالرضا رضايي نژاد فرا 1380
6 تمايز يا نابودي (330KB) جك تراوت ميراحمد اميرشاهي فرا بهار 82
7 تحول (243KB) روزابت كانتر عبدالرضا رضايي نژاد فرا تابستان 82
8 پنج دشمن كار تيمي
(196KB)
پاتريك لنچيوني فضل الله اميني فرا زمستان 82
9 دابليو. استيون بران لعيا موسايي نسل نو انديش پاييز 81
10 باباي دارا، باباي ندار
(239KB)
رابرت كيوساكي، شارون لچنر عبدالرضا رضايي نژاد فرا بهار 82
11 ساختن براي ماندن (254KB) جيمز كالينز- جري پوراس فضل الله اميني فرا تابستان 80
12 بي واسطه از دل (229KB) مايكل دل عبدالرضا رضايي نژاد فرا
13 پنجمين فرمان (358KB) پيتر سنگه حافظ كمال حقيقت - محمد روشن سازمان مديريت صنعتي 1382
14 چگونه چون يك مدير عالي بينديشيم (316KB) دبرا اي. بنتون ايرج پاد شركت سهامي انتشار
15 استراتژي اثربخش (242KB) وفا غفاريان- غلامرضا كياني فرا
16 چه كسي مي‏گويد فيل‏ها نمي‏توانند برقصند؟ (280KB) لوئيس گرستنر مهندس امير توفيقي انستيتو ايز ايران 1382
17 رهبري تحول (221KB) جان پي. كاتر دكتر مهدي ايران‏نژاد پاريزي- مينو سلسله مؤسسه تحقيقات و آموزش مديريت 1382
18 فراز و نشيب مديريت در فورد و كرايسلر (371KB) لي ياكوكا دكتر محمدابراهيم محجوب مترجم بهار 80
19 كاتلر در مديريت بازار
(355KB)
فيليپ كاتلر دكتر عبدالرضا رضايي‌نژاد فرا
20 مديران كهنه‌كار (327KB) وارن بِنيس مهندس فضل‌الله اميني فرا زمستان 81
21

قدرت انتقاد سازنده (199KB)

پروفسور هندري وايزينگر دكتر سيدمهدي الولني- محمدرضا ربيعي مندجين مؤسسه آموزش و پژوهش مديريت و برنامه‌ريزي 1381
22
لستر تارو
مهندس عزيز كياوند
فرا
1383
23
دايانا سي فنيري
ناصر ميرسپاسي
مير
1384
24        
25
(231KB)
كن بلانچارد مايكل او كانر
دكتر حميد رضا فرتوك زاده
فردا
26
مايكل آرم استرانگ
دكتر سيد محمد اعرابي و داود ايزدي
دفتر پژوهشهاي فرهنگي
1381
27
هيرم اسميت
مهندس كمال هدايت
فردا
1382
28
Lebrahim Mahmouclzadeh
29
30
(206KB)
دكتر سعيد جعفري مقدم
موسسه تحقيقات و آموزش مديريت
1383
31
(243KB)
چيپ آر بل
غلامرضا صالحي معوا
موسسه خدمات فرهنگي رسا
32
ديويد مكي
مسعود نياز مند
انتشارات نوربخش
1383

یاسر رجائی 86/01/16  نظر بدهید!

13 بدر

13 بدر

۱۳ روز سال ۱۳۸۶ روز طبیعت بر شما مبارکباد.

ولی توصیه می کنم مواظب خودتون باشی چون می گن روز نحسیه.

یاسر رجائی 86/01/13  نظر بدهید!

چرا زنان مدیران بهتری هستند ؟

چرا زنان مدیران بهتری هستند ؟

 

قبل از ورود به این بحث پرجنجال لازم به توضیح است كه در مباحث كلی این مقاله، ما بعضا بر اساس حقایقی پیش رفته ایم كه مدارك و شواهد موجود محدود و ناقص می باشند. ضمنا اجازه بدهید این نكته را هم اضافه كنم كه شما باید به یاد داشته باشید برابری زن و مرد به این معنی نیست كه آن ها یكسان هستند.با قدرت گرفتن زنان در محیط كار اختلافات میان زنان و مردان در بین كاركنان جوان و حتا مسن نیز بالا می گیرد و ما متأسفانه باید شاهد این اختلافات در قسمت های مختلف سازمان باشیم.ازدفاتر تجاری گرفته تا كارخانه جات و میادین جنگ، امروزه كه زنان در جلسات هیأت مدیره سازمان های بزرگ نیز اظهار وجود می نمایند و یا این كه توانسته اند شركت ها و سازمان های خود را تأسیس نمایند و به عنوان مثال نرخ زنان صاحب شركت تا میزان ۱۰۳ درصد افزایش یافته است در ده سال گذشته، این تفاوت ها و اختلافات در بین گروه های مدیریتی سازمان های بزرگ نیز پدیدار شده است تحقیقات نشان می دهد كه روش ها و متدهای زنانه و مردانه در راهبری می تواند مؤثر باشد یعنی هر دو روش دارای تأثیركذاری خاص خود می باشد، اما وقتی ما آن ها را در كنار هم به مقایسه می گذاریم متوجه می شویم كه روش زنانه راهبری سازمان ها دارای امتیازات بیشتری است.

دیدگاه زیست شناسی

تفاوت میان دو جنس زن و مرد ریشه در دو عامل تغذیه و طبیعت دارد و فقط نمی توانیم بگوییم كه جامعه است كه مردان و زنان را شكل می دهد بلكه عوامل زیست شناختی نیز در این میان دارای اهمیت گسترده ای می باشند. محققین تفاوت های فیزیولوژیكی متعددی را كشف نموده اند. در سیستم عصبی خانم ها و آقایان، به طور مثال مغز آقایان حدود ده درصد بزرگ تر از مغز خانم هاست اما زنان دارای سلول های عصبی فعال بیشتری در بخش های خاص مغز می باشند. زنان معمولا دارای بخش كورپوس كولوسوم (corpus collusum) بزرگ تری هستند. (كورپوس كولوسوم به گروهی از سلول های عصبی گفته می شود كه ارتباط میان دو نیم كره مغز را یعنی نیم كره چپ و راست شكل می دهد )، این باعث می شود كه زنان در انتقال اطلاعات از یك نیم كره به نیم كره دیگر سریع تر باشند. یعنی می توانند از نیم كره چپ مغز كه بیشتر فعالیت های محاسباتی و حركتی را انجام می دهند به همان اندازه استفاده نمایند كه از بخش احساسی و بصری نیم كره راست استفاده می كنند اما آقایان معمولا تنها قادر به استفاده از نیم كره چپ مغز خود می باشند. با رشد دختران و پسران، ما شاهد شكل گیری شخصیت ایشان از طریق قواعد و قوانین اجتماعی و محیط اطراف می باشیم ولی این نوع جنس (زن یا مرد بودن) انسان می باشد كه رفتار و حساسیت وی را شكل می دهد. كلام ما از آن جا آغاز می شود كه ما در صدد مقایسه دو دیدگاه مدیریتی زنان و مردان برمی آییم. دیدگاه مدیریتی مردان یا همان دیدگاه فرمان و كنترل و دیدگاه زنان یا همان دیدگاه مدیریت مشاركتی و توافقی. دبرا بورل مدیر آموزشی مؤسسه مریخ – ونوس در نیویورك می گوید: مدیران زن معمولا اشتیاق بیشتری به ساختن دارند تا به بردن. زنان معمولا مایل به دست یابی و حصول توافق هستند و مایلند تا عقاید و نظریات دیگران را نیز بشنوند و بالعكس آقایان فكر می كنند اگر از دیگران راهنمایی بخواهند آن ها به عنوان یك رهبر ضعیف كه از داشتن پاسخ های مناسب بی بهره است شناخته می شوند.

توانایی های دیگر رهبری زنان

۱-زنان در قدرت بخشیدن و تشویق كردن كاركنان و تیم ها بهتر از آقایان عمل می كنند.

۲-رفتار زنان به نوعی است كه صداقت بیشتری را در كار حكم فرما نموده و درعین حال بیشتر از مردان در ارتباط با كاركنان می باشند.

۳-رهبران زن در واكنش نشان دادن به درخواست های كمك بهتر و سریع تر عمل می نمایند.

۴-زنان معمولا دارای تحمل بیشتری از این دیدگاه می باشند كه جامعه تشكیل شده از افراد متفاوت است و زنان قدرت بیشتری از مردان در پذیرش این تفاوت ها دارند.

۵-زنان در تشخیص مشكلات بسیار سریع تر و صحیح تر از آقایان عمل می نمایند.

۶-زنان در مشخص كردن انتظارات شغلی و تهیه بازخوردهای باارزش و تشویق كننده بسیار بهتر از آقایان می باشند.

۷-مردان در مقایسه با زنان معمولا تصمیم گیرندگانی سریع می باشند. مدیران مرد معمولا در ساختن ارتباطات گذرا و تشكیل تیم های موقت در جهت نیل به اهداف كوتاه مدت موفق می باشند.

زنان در ارتباط، با مهارت های بیشتری عمل می كنند.

خیلی عجیب است نه؟ پس زنان به عنوان مثال در ارتباطات خود با افراد دیگر دارای مهارت بیشتری می باشند. شما احتمالا فكر می كنید كه این ها جزء مهارت های كم اهمیت بوده و جزء عوامل اصلی رشد یك تجارت نمی باشد و یا ممكن است بگویید چگونه این خصایص زنانه باعث می شوند كه مدیریت به شیوه بهتری انجام شود؟ در تجارت خانه های مقتصد امروزی كه نهایت تمركز بر افزایش بهره وری می باشد و كاركنان دارای شغل های مختلفی بوده و دارای صداقت لازم در كار می باشند و تكنولوژی باعث گردیده كه حتا شركت های كوچك در تلاش برای بازارهای جهانی باشند. این قدرت كه احساسی را در كاركنان به وجود آورید كه خود را مسئول، باارزش، و جدا از جمع احساس كنند، باعث یك برتری ویژه ای در سازمان شما می شود، و به قول جفری كریستین در این مقوله بعضی شركت ها موفق می شوند و برخی خیر و این مسأله ناشی از نوع عمل كرد نیست بلكه ناشی از استعداد است و آن كس كه بهترین تیم را دارد برنده نهایی خواهد بود.

برخلاف آن چیز كه باعث می شود برخی فكر كنند پول و سرمایه عامل اصلی می باشد، در موفقیت شركت ها باید بگوییم كه وجود افراد با استعداد و نگهداری آنان در شغل مربوطه، بسیار مهم تر می باشد و نگهداری افراد بااستعداد وابسته به نوع ارتباطی است كه مدیران با آن برقرار می كنند.و این چیزی است كه به قول كریستین، زنان قادر به انجامش به خوبی می باشند.به طور كلی زنان در انتخاب افراد آماده تر ظاهر می شوند و قدردانی ایشان نسبت به كار باارزش افراد بیشتر و بهتر است و به قول تری لبین زنان سؤال می كنند و مردان همیشه عادت به پاسخ گویی دارند و این تفاوت عمده زنان و مردان در هدایت و راهبری تیم ها می باشد. با توجه به این كه زنان در شناساندن اهداف شركت به كاركنان و قدردانی از زحمات ایشان قوی تر می باشند نتیجه می گیریم كه زنان معمولا می توانند بهتر از مردان باعث شوند كه كاركنان احساس ارزش و قدردانی نمایند و این یكی از راه های بسیار باارزش ارضای كاركنان با كم ترین هزینه می باشد و باعث می شود كه كاركنان با ثبات و صداقت بیشتری در كنار شركت به انجام وظیفه بپردازند. علاوه بر موارد مطرح شده درباره مهارت های زنان در رهبری، تحقیقات اخیر نشان می دهد كه زنان در مهارت های خاص مردان نیز دارای قدرت بیشتری می باشند و این شاید به این علت باشد كه تجربه چند سال اخیر مدیران زن باعث كسب چنین مهارت هایی نیز در ایشان شده باشد.یك تحقیق تأثیرگذار در سال ۱۹۹۶ توسط مایكل پراوت و جنت اروین نشان می دهد كه برخلاف تحقیقات گذشته مبنی بر مهارت زنان در ارتباطات كامل نبوده و باید مهارت های محاسباتی ایشان را نیز به آن اضافه كرد. این تحقیقات هم چنین نشان می دهد كه زنان دارای عمل كرد بهتری در دو نیم كره چپ و راست مغز می باشند. زنان در رفتارهای فردی استاندارد نوع بشر در سنین بین ۲۸ تا ۳۱ دارای ارزیابی ممتازتری می باشند و تنها فاكتوری كه باعث بروز برخی ضعف ها در زنان می باشد بعد خود – مدیریتی است. به طور مثال بدترین نوع رفتار مشاهده شده در زنان در تسلط ایشان بر خستگی های جسمی و روحی می باشد.

هنوز كارهای ناتمام زیادی مانده است

ظاهرا هنوز تعداد زنان مدیر در ۵۰۰ شركت برتر جهان بسیار پایین می باشد. به طوری كه از هر سه مدیر برتر تنها یك مدیر زن می باشد و به عقیده من این مشكل از آن جا ناشی می شود كه زنان دارای مجال كم تری برای عرضه مهارت های مدیریتی خود بوده اند و هم اكنون با توجه به موفقیت های چشم گیر نیم قرن گذشته ایشان، بدون شك این برتری در حال كامل شدن می باشد و در نیم قرن آینده احتمال این كه از هر سه مدیر موفق زن، تنها نسبت یك مدیر موفق مرد وجود داشته باشد بسیار بالاست.

درباره وب سایت ‌bcentral.com:

بیل گیتز مدیر افسانه ای شركت مایكروسافت و ثروتمندترین مرد جهان، بر خلاف سنت دیرینهٔ ثروتمندان بزرگ تاریخ كه بخشی از ثروت خود را پس از مرگ وقف امور خیریه نموده اند، ثروت خود را چه در زمان حیات و چه پس از آن صرف امور آموزشی نموده است و از آنجمله میتوان به تشكیل سایت رایگان BCentral برای دادن مشاورهٔ رایگان به تجار نوپا اشره نمود. (به آنكس كه دوست می داری بجای بخشیدن ماهی، ماهیگیری بیاموز ) مونت انبیسك نویسنده و مشاور تجاری كه تاكنون برندهٔ جوایز بیشماری طی ۲۰ سال گذشته در مدیریت شده است ، یكی از اعضای گروه برگزیدهٔ بیل گیتز برای نیل به این مهم می باشد.

یاسر رجائی 86/01/13  نظر بدهید!

رشته و دانشگاه قبولي رتبه هاي مختلف در گرايشهاي

 

رشته و دانشگاه قبولي رتبه هاي مختلف در گرايشهاي

كارشناسي ارشد مديريت آزمون سال 1385

مديريت بازرگاني و مالي

رشته و شهر قبولي
رتبه در گرايش مالي و بازرگاني
مديريت مالي / دانشگاه تهران
3
مديريت مالي / دانشگاه شهيد بهشتي
9
مديريت مالي / دانشگاه شهيد بهشتي
10
مديريت مالي / دانشگاه شهيد بهشتي
21
مديريت مالي / دانشگاه شهيد بهشتي
22
مديريت مالي / دانشگاه شهيد بهشتي
24
مديريت مالي / دانشگاه شهيد بهشتي
40
مديريت مالي / دانشگاه الزهرا
61
مدیریت بازرگانی / گرایش مالی و بازاریابی / دانشگاه شاهد
101
مديريت مالي / دانشگاه شهيد بهشتي/ شبانه
103
مديريت بازرگاني / گرايش بازاريابي بين الملل / دانشگاه شهيد بهشتي / شبانه
107
مديريت مالي / دانشگاه شهيد بهشتي/ شبانه
120
مديريت مالي / دانشگاه علامه طباطبايي/ شبانه
150
مديريت مالي / دانشگاه شهيد بهشتي/ شبانه
172
مديريت بازرگاني / گرايش مديريت مالي / دانشگاه يزد
188
مديريت بازرگاني / گرايش بازاريابي/ دانشگاه شهيد بهشتي/ شبانه
203
مديريت بازرگاني / گرايش بازاريابي / دانشگاه علامه طباطبايي/ شبانه
221
مديريت بازرگاني / گرايش مديريت بيمه / دانشگاه علامه طباطبايي/ شبانه
234
مديريت بازرگاني / گرايش مديريت بيمه / دانشگاه علامه طباطبايي/ شبانه
242
مديريت بازرگاني / گرايش مالي و بازاريابي/ دانشگاه شاهد/ شبانه
270
مديريت بازرگاني / گرايش مديريت مالي / دانشگاه اصفهان/ شبانه
299
مديريت بازرگاني / گرايش مديريت مالي / دانشگاه الزهرا / شبانه
323
مديريت بازرگاني / گرايش مالي و تحول / دانشگاه مازندران/ شبانه
350
مديريت بازرگاني / گرايش مالي / دانشگاه يزد/ شبانه
419
مديريت بازرگاني / دانشگاه پيام نور گرمسار
486
مديريت بازرگاني / گرايش مالي و بازاريابي/ دانشگاه شاهد/ شبانه
489
مديريت بازرگاني / گرايش بازرگاني داخلي/ موسسه آموزش عالي غيرانتفاعي ارس تبريز
777

 

مديريت صنعتي و تكنولوژي

رشته و شهر قبولي
رتبه در گرايش مديريت صنعتي و تكنولوژي
مديريت صنعتي / دانشگاه تهران
11
مديريت صنعتي / دانشگاه تربيت مدرس
23
مديريت صنعتي / دانشگاه تهران
27
مديريت صنعتي / گرايش توليد / دانشگاه شهيد بهشتي
30
مديريت صنعتي / گرايش توليد / دانشگاه شهيد بهشتي
38
مديريت صنعتي / گرايش تحقيق در عمليات / دانشگاه شهيد بهشتي
89
مديريت صنعتي / دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين
122
مديريت صنعتي / گرايش توليد / دانشگاه شهيد بهشتي / شبانه
129
مديريت صنعتي / گرايش توليد/ دانشگاه علامه طباطبايي/ شبانه
156
مديريت صنعتي / گرايش توليد/ دانشگاه علامه طباطبايي/ شبانه
191
مديريت صنعتي / دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين/ شبانه
233
مديريت صنعتي / موسسه آموزش عالي غير انتفاعي و غير دولتي كار – قزوين
295
مديريت صنعتي / موسسه آموزش عالي غير انتفاعي و غير دولتي كار – قزوين
305
مديريت صنعتي / گرايش توليد / دانشگاه مازندران/ شبانه
349

 

مديريت فناوري اطلاعات

رشته و شهر قبولي
رتبه در گرايش مديريت فناوري اطلاعات
مديريت فناوري اطلاعات / دانشگاه شهيد بهشتي
71
مديريت فناوري اطلاعات / دانشگاه شهيد بهشتي / شبانه
106
مديريت فناوري اطلاعات / دانشگاه الزهرا
143
مديريت فناوري اطلاعات / دانشگاه تهران / شبانه
152
مديريت فناوري اطلاعات / دانشگاه الزهرا / شبانه
295

 

مديريت دولتي

رشته و شهر قبولي
رتبه در گرايش مديريت دولتي
مديريت دولتي / دانشگاه تهران
5
مديريت دولتي / گرايش مديريت سيستمهاي اطلاعاتي / دانشگاه شهيد بهشتي
10
مديريت دولتي / گرايش منابع انساني / دانشگاه شهيد بهشتي
13
مديريت دولتي / گرايش مديريت سيستمهاي اطلاعاتي / دانشگاه شهيد بهشتي
16
مديريت دولتي / گرايش مديريت تحول / دانشگاه تهران - پرديس قم
76
مديريت دولتي / گرايش مديريت تحول / دانشگاه تهران - پرديس قم
88
مديريت دولتي / دانشگاه علامه طباطبايي/ شبانه
94
مديريت دولتي / دانشگاه علامه طباطبايي/ شبانه
120

 

مديريت كارآفريني

رشته و شهر قبولي
رتبه در گرايش كارآفريني
مديريت كارآفريني / گرايش سازماني / دانشگاه تهران
13
مديريت كارآفريني / گرايش سازماني / دانشگاه تهران
68
مديريت كارآفريني / گرايش كسب و كار جديد / دانشگاه تهران/ شبانه
330

 

MBA - مديريت اجرايي

شهر و رشته قبولي
رتبه در گرايش
MBA شريف
MBA - 1
MBA شريف
MBA - 6
MBA شريف
MBA - 14
MBA شريف
MBA - 24
MBA / دانشگاه غير انتفاعي علوم و فنون مازندران
MBA - 93
مديريت اجرايي/ دانشگاه تهران - پرديس قم
57 مديريت اجرايي
مديريت اجرايي/ دانشگاه پيام نور تهران
141 مديريت اجرايي

یاسر رجائی 86/01/12  نظر بدهید!

مديريت دولتي نوين و توسعه پايدار (بخش2)

مديريت دولتي نوين و توسعه پايدار

سياستگذاري و تصميم‌گيريها
شايد حساس‌ترين نقش را مديريت دولتي در اين نفش ايفا مي‌كند، عناصر اصلي خط مشي‌گذاري دولت در توسعه پايدار از نظر «بريانت» عبارتست از:
1- پذيرش مفهوم توسعه پايدار، 2- يكپارچه كردن ملاحظات محيطي در اهداف توسعه 3- در نظر گرفتن ابعاد محيطي در تمام بخشهاي توسعه 4- استفاده پايدار از منابع طبيعي، مهمترين سياستهاي محيطي توسعه است كه فقط از عهده دولت فراگير و تصميم‌گيرندگان آن بر مي‌آيد. (furtudo, 2000) «بريونز» (1991)، علاوه بر موارد پيش گفته سياستهاي ديگري نظير دروني كردن ملاحظات محيطي در برنامه‌هاي توسعه، مشاركت، تحصيلات و آموزش را در سياستهاي توسعه مطرح مي‌كند. لذا با توجه به بين‌المللي بودن مسايل محيطي در توسعه، شعار عدم كفايت تلاشهاي داخلي مطرح شده و اتخاذ سياستهاي خارجي مناسب هم براي كشور و نيز هماهنگ با ديگران از اساسي ترين وظايف دولت است.
بنابراين، اتخاذ سياست مناسب خارجي و ارتباط با ديگر ملتها و دولتها، از اساسي‌ترين نقشها و مأموريتهاي دولتهاست كه از جمله نقشهايي است كه انتقال آن به بخشهاي غيردولتي امكان پذير نيست فلذا در امر توسعه نيز وقتي مفاهيم بين‌المللي مطرح شود، دولتها حساس‌ترين نقش را ايفا مي‌كنند. نقشي كه فقط از دولتها ساخته است.

توسعه پايدار و مديريت دولتي
حداقل به دو طريق مي‌توان بين مديريت دولتي و توسعه پايدار پيوند ايجاد كرد. اين حلقه پيوند را مديريت توسعه پايدار مي‌ناميم. در معناي نخست مديريت توسعه پايدار مي‌تواند به معناي اداره كردن توسعه پايدار و يا يافتن استراتژي‌هايي باشد كه بدان طريق آرمان توسعه پايدار مي‌تواند جنبه عملي به خود بگيرد. اين تفسير ضرورت انواع تحقيقات در همه سطوح دولت و در همه جوانب زندگي را ايجاب مي‌كند. اگر قرار باشد ايده‌اي، رفتارها و اولويتهاي ما را تغيير دهد نياز به برنامه‌‌هايي خواهيم داشت كه بتواند ما را در تبديل آن ايده به واقعيت كمك كنند. در معني دوم، مي‌توان مديريت توسعه پايدار را به عنوان حوزه‌اي فرعي تصور كرد كه بر پايداري توسعه مديريت توجه دارد. در اين زمينه نياز به پژوهشهايي درباره محيط متغير مديريت دولتي و استراتژي مورد نياز براي تطبيق مديران دولتي و متخصصان مربوطه با تغييرات مزبور است (Redelift, 2002).

نظام اداري توسعه
در بحث نظام اداري توسعه، بين كاربرد واژه‌هاي مديريت (Mangement) و اداره امور (Administration) تفاوت وجود دارد. اداره امور به معني هدايت، كنترل، مديريت امور، امور عمليات و .... است. در حالي كه مديريت به معني هدايت، كنترل مجموعه‌اي از امور يك نفر براي ايجاد تغيير است. «وايت» اداره امور عمومي را فراتر از مديريت مي‌داند. بهرحال مهم اين است كه بدانيم اداره امور عمومي شامل هر سه فعاليت دولت (قضايي، قانونگذاري، اجرايي) است و فقط بخش اجرايي را شامل نمي‌شود. «روزبنلوم» اداره امور بخش دولتي را استفاده از نظريه و فرايندهاي سياسي، مديريتي و قانوني براي انجام تكاليف دولتي، قانونگذاري، اجرايي و قضايي به منظور تأمين وظايف انتظامي و خدماتي براي كل جامعه يا بخشي از آن مي‌داند. (هيوز 1997)
با توجه به مطالب پيش گفته مي‌توان گفت كه نظام اداري، ماشيني اجرايي دولت و مرتبط با سه قوه است و اين ماشين عوامل چهارگانه قوانين و مقررات، ساختار تشكيلاتي، سيستم‌ها و روشها و منابع انساني را جهت ايفاي نقش خود در اختيار دارد.
در مورد رابطه تحول نظام اداري و توسعه دو نكته زير قابل بحث است:‌
الف – رابطه نظام اداري و توسعه دو جانبه است يعني از يك طرف تأكيد بر كاراتر كردن و اقتصادي كردن نظام اداري است (كارايي) و از طرف ديگر، بر ايجاد نظام اداري تسهيل كننده توسعه تأكيد مي‌گردد (لزوم تأكيد بر اثربخشي به جاي كارايي).
ب – تا زماني كه نقش و رسالت دولت مشخص نشود و تعريفي از توسعه در جامعه ارائه نشود سمت و سوي تحول نظام اداري كشور مشخص نخواهد شد. لازم به ذكر است كه سمت و سوي توسعه در هر كشور كاملا سياسي و متأثر از ايدئولوژي‌هاي حاكم بر جامعه است.
از اين رو، مفهوم توسعه و توسعه يافتگي دربرگيرنده ترقي و پيشرفت همه جانبه،‌ بهبود كيفي و شاخصهاي اقتصادي، ارتقاي سطح تعليم و تربيت، آموزش حرفه‌اي، ارتقاي بهره‌وري،‌ ارتقاي سطح عمومي زندگي و .... است. از نظر «محمدالبوري» توسعه عبارت است از: قابليت به دست آوردن ايده‌آل‌هاي اساسي در زندگي فرد،‌ خانواده و اجتماع و اداره كردن كشور در اين راستاست. در تعريف ديگري، «البوري» توسعه را توان تصميم‌گيري در شكل دادن مجدد محيط فراگير خود (سياسي، اقتصادي، اداري و ....) از طريق بسيج منابع ملي توسط يك ايدئولوژي كه تقريبا به آن اعتقاد دارند، مي‌داند.
بنابراين،‌ نوع تعريف از توسعه، سمت‌گيري نظام اداري در جهت توسعه را مشخص مي‌كند و تفاوت تعاريف نوعي ابهام را براي نظام اداري توسعه موجب مي‌شود. «ميرسپاسي» معتقد است كه نظام اداري توسعه از عوامل زير تشكيل شده است:‌
-1 وضع قوانين و مقررات حمايت كننده از توسعه و سرمايه‌گذاري ؛
2- ايجاد تشكيلات و ساختارهاي مناسب سازماني در راستاي قوانين و مقررات موضوعه؛
-3 ايجاد سيستم‌ها و روشهاي حمايت كننده و تبديل كننده اجراي برنامه‌ها در راستاي تحقق اهداف برنامه؛
-4 تحول در ساختار و رفتار منابع انساني سازمان‌هاي دولتي و تقويت فرهنگ سازماني مشتري مدار در نظام اداري (ميرسپاسي، 1378).
ويژگيهاي ساختار نظام اداري توسعه از نظر «ميرسپاسي» عبارت است از:
الف – ساختار نظام اداري در گرايش مديريت (اقتصادي) آن:
- ساختار نظام اداري در اين راستا تا سلسله مراتبي با تأكيد بر ساختارهاي وظيفه‌گر است؛
- اجراي دقيق قوانين و مقررات و نظم و انضباط اداري ؛
- انتصاب و انتخاب مديران بر اساس نظام شايسته سالاري.
ب – ساختار نظام اداري در گرايش سياسي: در اين زمينه، اداره امور فرايندي سياسي است. «ولالس» مي‌گويد: «اداره امور در نهايت مسئله‌اي در حوزه تئوري‌هاي سياسي است»؛
- دراينجا، اهداف سياسي مهم است و اثربخشي سازماني بر كارايي مقدم است؛
- ساختار سازماني مناسب انعطاف‌پذير با تكيه بر اهداف سياسي نه كارايي؛
- ساختار ارگانيك با حداقل سلسله مراتب و حداكثر تفويض اختيار؛
- انتصاب بر مبناي وفاداري سياسي و همسوئي كاركنان با سياست حاكم.
ج – ساختار نظام اداري در گرايش حقوقي: شبيه ساختار در گرايش سياسي است اما تأكيد بر احقاق حقوق مردم و توجه خاص به قوه قضائيه دارد.
- رعايت انصاف و حمايت از مردم براي اينكه با آنان به طور غيرقانوني رفتار نشود و

رعايت حقوق فردي و جمعي بشود؛
- رعايت حقوق مردم در چارچوب قانون اساسي؛
- تساوي همه در برابر قانون.
موانع تحول نظام اداري ايران از نظر «ميرسپاسي» عبارت است از:
1 - نظام اداري جديد در راستاي كدام تعريف از توسعه و با تداوم هدف شكل مي‌گيرد؛
2 -توسعه نظام اداري (كارايي) مورد نظر است يا نظام اداري توسعه (اثربخشي).
3 - كدام نگرش بر تحول نظام اداري حاكم است (سياسي، حقوقي يا اقتصادي و مديريتي). (شكل 2)

به طور كلي مي‌توان نتيجه گرفت كه نظام اداري توسعه كه بر اثر بخشي‌ بجاي كارايي تأكيد دارد. در راستاي توسعه پايدار عمل مي‌كند اما توسعه نظام اداري بر كاراتر (اقتصادي‌تر) كردن نظام اداري براي انجام كارآتر امور تأكيد دارد. بنابراين، چرخه توسعه با محوريت نظام اداري در شكل شماره 3 ارائه گرديده است.
نظام اداري كه خود از تعامل سيستم‌هاي فرهنگي – اجتماعي، سياسي و اقتصادي بوجود آمده است در توسعه پايدار بعنوان فرآيندي كه خود شامل ابعاد (سياسي، اجتماعي – اقتصادي و فرهنگي) است نقش محوري را ايفا مي‌كند ضمن اينكه تعامل چهار

خرده سيستم فرهنگي، سياسي،‌ اجتماعي و اقتصادي، محيط انساني را تشكيل داده و خود محيط انساني جزئي از محيط اكولوژيك است كه با آن در حال تعامل (داد و ستد) است (redelift , 2002).

نتيجه‌گيري
از آنجايي كه سازمانهاي امروزي از يك نهاد صرفا اداري، اقتصادي و صنعتي خارج شده و به صورت نهادهاي اجتماعي – سياسي در آمده‌اند كه بايد نسبت به محيط پيرامون خود حساس و آگاه باشند، لذا در اين مقاله يكي از مباحث مهم مديريت يعني مديريت دولتي نوين و تأثير آن بر توسعه پايدار كه تاكنون توجه چنداني به آن نشده است مورد بررسي و تحليل قرار گرفت و اين نتيجه حاصل شد كه با توجه به مفهوم توسعه پايدار به عنوان مهم‌ترين بحث مديريت دولتي به نظر مي‌رسد اساسي‌ترين كاركرد مديريت دولتي نوين با نظام اداري توسعه، تفاوت چنداني نداشته باشد و مديريت دولتي نوين با تأكيد بر اين كاركرد، همان نظام اداري توسعه است كه مي‌تواند نقش مهم و ارزنده‌اي را در دست يافتن به توسعه پايدار ايفاء كند.

منابع و مآخذ مورد استفاده:
-1 الواني، سيدمهدي (1380) مديريت عمومي، تهران: نشر ني.
-2 ماسگريو، ريچارد (1995)، ماليه عمومي در تئوري و عمل، ترجمه مسعود محمدي و يداله ابراهيمي فر، جلد اول، تهران، انتشارات سازمان برنامه و بودجه.
-3 هيوز، آون (1377)، مديريت دولتي نوين، ترجمه سيدمهدي الواني و خليل شوريني، تهران، انتشارات مرواريد.
-4 الواني، سيدمهدي (1379)، خط مشي‌گذاري عمومي، چاپ اول، تهران، انتشارات مهراج.
-5 ريموند، اف‌ميكسل (1376)، توسعه اقتصادي و محيط زيست، ترجمه حميدرضا ارباب،‌ تهران، نشر مرواريد.
-6 هاشمي، محمد (1378)، حقوق اساسي، تهران، نشر دادگستر.
-7 جيروند، عبداله (1366)، توسعه اقتصادي، تهران، انتشارات مولوي.
-8 الواني، سيدمهدي، "مديريت توسعه پايدار"، فصلنامه مديريت و توسعه، شماره 4، بهار 1379.
-9 ميرسپاسي، ناصر، "مديريت دولتي در سه نگاه"، فصلنامه مديريت دولتي، شماره 38، تابستان 1376.
-10 ميرسپاسي، ناصر، "نگرشي راهبردي بر نظام اداري و توسعه"، فصلنامه مديريت دولتي، شماره 43، بهار 1378.
-11 شوماخر، ارنست (1365)، كوچك زيباست، ترجمه علي راميني، تهران: انتشارات سروش.
-13 دراكر، پيتر (1375)، مديريت آينده، ترجمه عبدالرضا رضايي‌نژاد، تهران: انتشارات خدمات فرهنگي رسا.
13- Elliott, J.A.Ah, (1994), Introduction to Sustainable Development, London: Routledge, Ltd, Co
14 - Pagiola , Stefano, (1998), Toward New public Administration, Rout ledge, Ltd.
15 - Barber, Michael, (2004) , Public Administration and sustainable Development, Plymouth, macdonald & Evans Ltd.
16 - Furtado, J.I, (2000), Economic development & Environmental sustainability, Washington,D.C, world Bank.
17 -Liebenthal , Andres, (2002), Promoting environmental sustainability in development , Washington, D.C, world Bank.
18 - World Bank, (1997), World Development Report: The challege of Development, Oxford university press.
19 - Martin, Brown, (1999), Culture in sustainable Development , Washington,D.C,The world Bank.
20 - Redelift,M.and sage colinceds, (2002), Strategies for sustainable Development, Jhon wiley and sons, New york.

یاسر رجائی 86/01/12  نظر بدهید!

مديريت دولتي نوين و توسعه پايدار (بخش1)

مديريت دولتي نوين و توسعه پايدار

حسن عباس زاده

چكيده

توسعه پايدار، مفهوم جديدي است كه از طريق پيوند بين ابعاد مختلف توسعه (اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي) و توجه خاص به ملاحظات محيطي و حفظ محيط زيست از دهه 80 به طور گسترده‌اي مطرح گرديد. از سوي ديگر،‌ مديريت دولتي نوين به منظور افزايش مسئوليت مديران به محيط پيراموني خود، از دهه 70 جايگزين مديريت دولتي در مفهوم سنتي آن شد.
لذا در اين مقاله، پس از تشريح «توسعه» در مفهوم سنتي، الگوي جديد آن تحت عنوان «توسعه پايدار» به عنوان اساس فعاليتهاي مديريت دولتي نوين مطرح شده است. سپس مديريت دولتي نوين به عنوان محور توسعه پايدار و ابزار دولتها در كسب اهداف توسعه، پايدار، مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است.

مقدمه
همه ما مطالب زيادي راجع به مفهوم توسعه خوانده يا شنيده‌ايم و هر كسي از آن تجسمي در ذهن خود دارد. امروزه كمتر واژه‌اي تا اين حد در محافل اجتماعي – سياسي و خاصه مديريت و اقتصاد مطرح شده است. بهرحال به قول ادبا بايد گفت موضوع سهل و ممتنع است، سهل از آن جهت كه مفاهيم و معاني كلي از آن در ذهن همه هست، ممتنع از آن روي كه تعريف، جزئيات، مرزبندي و مهمتر از همه ساز و كارهاي عملي تحقق توسعه همچنان مورد بحث است.
همه ما از توسعه اقتصادي شناخت داريم و شاخصه‌هاي آن را مثل رشد توليد، افزايش بهره‌‌وري (كارايي)، افزايش درآمد ملي و توليد ناخالص ملي و ..... در نظر داريم. از طرف ديگر، توسعه اجتماعي و شاخصه‌هايي نظير توزيع عادلانه درآمد، برابري و بسط عدالت اجتماعي را نيز مي‌شناسيم و گفته مي‌شود كه پس از رشد اقتصادي و حتي به همراه آن و به دنبال كارآفريني، ايجاد اشتغال، به جا و لازم است تا افراد فعال جامعه در چرخه اقتصادي كشور مشغول به كار شوند. همچنين توسعه فرهنگي، از جنبه‌هاي نوين مفهوم توسعه است كه شاخصه‌هايي مثل امكان استفاده متناسب و عادلانه همه از فضاهاي فرهنگي، ارتقاي دانش و معرفت در جامعه و.... را در بر دارد. و همسنگ همه از توسعه سياسي، مؤلفه‌هايي همچون مشاركت عمومي در تصميم‌گيريها، فضاي باز سياسي، امكان مشاركت همگاني در قدرت صحبت مي‌شود. افق‌هاي آينده مديريت، توسعه انساني، نقشها و وظايف دولت در زمينه توسعه و موضوع نظام اداري توسعه يا توسعه نظام اداري در اين مقاله مورد بحث قرار خواهد گرفت.

مفاهيم و ديدگاه‌هاي توسعه
توسعه، فرايندي تعاملي است كه در آن افراد در شبكه‌هاي كاري ياد مي‌گيرند كه چگونه مشكلات را تعريف و حل كنند. همچنين فرايندي است كه در آن سازگاري همه بخشها افزايش مي‌يابد (Elliott, 1994). صنعتي شدن، فرايندي است که صرفا براي ايجاد نوعي مهارت براي حل مشكل است. مدرنيزم به نشانه و نمادها و مدل‌هايي (مدهايي) از زندگي تكنولوژيك اشاره مي‌كند. در حالي كه صنعتي شدن كمتر جنبه اجتماعي دارد، مدرنيزم بيشتر جنبه اجتماعي داشته و در واقع پيامد اجتماعي صنعتي شدن است و «توسعه» فرايندي چند سطحي است كه مي‌تواند همه مفاهيم پيش گفته را در بر گيرد. ضمنا مدرنيزم يك حالت است، صنعتي شدن نيز خود فرايندي است كه از توسعه بسيار محدودتر است، فرايند توسعه انتهاي باز دارد يعني نامحدود است و بسته نيست (Elliott, 1994).
در ابعاد اجتماعي، شايد نتوان تقدم و تأخري براي ابعاد مختلف توسعه (سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي) در نظر گرفت. به خاطر اينكه در مقايسه با فرد، اجتماع خواصي منحصر به فرد دارد كه با خواص تك‌تك افراد تفاوت دارد. در بعد فردي مطابق سلسله مراتب نيازهاي مازلو، اكثر افراد از نيازهاي سلسله مراتبي (نردباني) تبعيت مي‌كنند و تنها با برآورده شدن نيازهاي سطوح پايين‌تر، نيازهاي سطوح بالاتر مطرح مي‌شود. مثلا تا در فردي نيازهاي فيزيولوژيك و امنيت تأمين نشود، نياز به احترام و اجتماعي شدن مطرح نمي‌شود و همين طور نيازهاي سطوح بالاتر. بهرحال شايد بتوان گفت كه در سطح اجتماعي نيز، نيازهاي سطوح پايين تر جنبه اقتصادي دارد و نيازهايي مثل توسعه سياسي (مشاركت در تصميم‌گيري و ....) در رده‌هاي بالاتر قرار مي‌گيرند. ولي در نظر گرفتن چرخه‌اي براي ابعاد توسعه كه در آن ابعاد به شكل تعامل با هم در ارتباطند، جنبه منطقي‌تري دارد، البته اينكه كدام جنبه توسعه، بيشتر مد نظر باشد بستگي به جامعه مورد نظر دارد، مثلا جامعه‌اي كه داراي اقتصاد پيشرفته‌اي است، اولويت با توسعه سياسي است و بر عكس.

تفاوت‌ توسعه در مفهوم سنتي و پايدار
1 - توسعه پايدار به ملاحظه «منابع طبيعي پايه» به عنوان نخستين محدوديت، اهميت مي‌دهد، بر خلاف توسعه سنتي كه «سرمايه و قابليت دسترسي» به آن را اولين محدوديت توليد در نظر مي‌گرفت.
2- سياست اخلاقي «حفظ امكان استفاده حداقل مساوي با ما براي نسلهاي بعدي از منابع طبيعي» شديداً مدنظر توسعه پايدار است.
3- در توسعه پايدار، ارزش تمام منافع و هزينه‌هاي اجتماعي (مثل كاهش منابع) براي تعيين نقش توسعه، بايد در سيستم‌ حسابداري منظور شود يعني آيا هزينه‌‌اي كه انجام مي‌شود با هدف مورد نظر از توسعه سازش دارد يا نه (مثلا تخريب جنگل به چه قيمت؟ ......)
4- در توسعه پايدار، جذب ضايعات توليد، كاركرد اصلي محيط زيست و يك محدوديت در رشد اقتصادي محسوب مي‌شود، ضمنا جنبه‌هاي فرهنگي، بسط عدالت اجتماعي و .... بيشتر مدنظر است. (Barber, 2004)

مديريت و توسعه
سازمانهاي عصر ما، نقشها و مأموريتهايي فراتر از نقشها و مأموريتهاي سنتي به عهده دارند. در محيطي اقتصادي و اجتماعي، مسئوليت و وظايف جديدي خواسته يا ناخواسته بر دوش آنهاست. سازمانهاي

امروزي از يك نهاد صرفا اداري اقتصادي و صنعتي خارج شده و به صورت نهادهاي اجتماعي – سياسي درآمده‌اند كه بايد نسبت به مسايل محيط اجتماعي حساس و آگاه باشند، لذا دانش سياسي و اجتماعي لازمه مديريت امروز است و ارج نهادن به منافع عامه و توجه به محيط و هنجارهاي اجتماعي از جمله مسايل مهم همه سازمانها و مديريت است. (الواني ، 1380)
در چنين فضايي با توجه به مشكلات ناشي از توسعه سنتي و افقها و اهداف جديد توسعه، توجه به ميثاق قديم و جديد سازمانها با محيط ضروري به نظر مي رسد. در شكل شماره يك ديدگاه نظري مديريت

و سازمان در دنياي آينده را نشان مي‌دهد و اشاره به قدرت پاسخگويي سازمان در برابر فشارها و انتظارات جامعه نيز دارد. در مدل مذكور، فقط بحث اخلاقيات مطرح نيست، بلكه برخورد عملي و كاربردي با مسايل هم مدنظر است.

افقهاي آينده مفاهيم توسعه و مديريت
در اين مورد دو نظر (پيش‌بيني) وجود دارد، كه يكي توسعه فزاينده صنعتي و ديگري توسعه انساني و معقول است. ويژگيهاي هر كدام از ديدگاه‌هاي مذكور در شرح ذيل ارائه شده است.
پارادايم فكري توسعه انساني و معقول بر هماهنگي‌ با طبيعت، تأكيد بر جزئي از طبيعت بودن انسان و غني‌سازي آن به جاي تسلط و جدايي از طبيعت تأكيد دارد. از نظر برخي انديشمندان، انسان تنها بخش كوچكي از طبيعت و فعاليت او بخش كوچك از خرده سيستم اجتماعي – اقتصادي پوياست. از آنجايي كه مديريت با انسانها سر و كار دارد، قطعا در مبحث توسعه نيز در نهايت صحبت بر سر آنهاست، لذا توسعه نيازمند انسانهاي توسعه يافته نيز هست كه داشتن آمادگي لازم براي كسب تجربه تازه و تغيير، توجه به محيط‌هاي ديگر به غير از محيط بلافصل خود، آزادانديشي در موضوعهاي مختلف، علاقه مندي به برنامه‌ريزي و سازماندهي در زندگي، اعتقاد به توان اثرگذاري انسان به محيط به جاي اثرپذيري صرف از آن، اعتقاد بيشتر به علم و فناوري، اميد به زندگي و ..... از جمله ويژگيهاي انسان توسعه يافته محسوب مي‌شود. (fartdo , 2000) امروزه در بعد فكري از تبديل نوع تفكر يا منطق از ابزاري به تفكر و منطق جوهري يا ارزشي (Substantive (value) rationality) صحبت مي‌شود كه اين امر مي‌تواند تحولات شگرفي را در رابطه با تفكر توسعه پايدار موجب گردد. برخي خصوصيات نظريه‌هاي جوهري و ابزاري در جدول شماره يك ارائه شده است.
عوامل مؤثر بر توسعه انساني عبارت است از: دولت، وسايل ارتباط جمعي، دستگاه‌هاي

داري، احزاب سياسي،آموزش محيطهاي شهري، مذهب، محيطهاي كاري و ... بنابراين، آنچه گفته شد به منظور درك اهميت ابعاد غير اقتصادي و خصوصاً بعد انساني در فرايند توسعه و توجه خاص به مديريت به عنوان محور اصلي در ارتباط با ابعاد مذكور بود. در جامعه‌اي كه انسانهاي توسعه يافته به وفور يافت شوند، جامعه مورد نظر «مك كلند» يعني جامعه پيشرفته و تكامل يافته پديد و توسعه مي‌يابد.

مديريت دولتي و توسعه
از آنجايي كه بخش خصوصي نمي‌تواند برخي خدمات و كالاها را نظير آموزش، قوانين و ضوابط،‌ ارزشهاي محيطي، دفاع ملي، راهها و بيمارستانها، بهداشت، برخي خدمات رفاهي، حمل و نقل عمومي و ..... را ارائه كند. لذا دولت خدمات مذكور را كه نقش مهمي در توسعه جامعه دارند برعهده گرفته است. از اين رو، كالا و خدمات، اخد ماليات، ارتباط با ساير دولتها، كنترل بر مردم و كالاها، اجراي قوانين متنوع از جمله برون داد‌هاي دولت محسوب مي شود كه با به كارگيري ابزارها و ساز و كارهاي مديريت دولتي (سنتي و نوين) به وسيله دولت، وظايف پيش گفته به نحو مطلوب انجام مي‌شود. برخي تفاوتهاي مديريت دولتي سنتي و نوين عبارت است از:‌
الف – اهداف مديريت دولتي سنتي:
1 - چگونه ما مي‌توانيم با منابع موجود، خدمات بيشتر و بهتري را ارائه نمائيم (كارايي).
2 - چگونه ما با هزينه كمتري مي‌توانيم سطح خدمات فعلي را حفظ كنيم (اقتصاد).
هدف جديد مديريت دولتي (هدف اضافي مديريت دولتي نوين)
3 - آيا خدمات دولتي، عدالت اجتماعي‌ را گسترش مي‌دهد (بسط عدالت اجتماعي). عدالت كمال مطلوبي است كه انسانها با آن و به اميد آن زندگي كرده و در جستجوي آن هستند. حس عدالتخواهي و همبستگي اجتماعي، حقوق و حكومت را طلب مي‌كند. هدف حقوق عدالت است و وظيفه حكومت، انتظام امور براي تحقق عدالت است. و اين دو پديده در عين قدمت، همواره تازگي دارند و پيوسته، نيازمند حقوق حكومت و سياست هستند. بنابراين، مفهوم عدالت اجتماعي، بسيار وسيع است كه شامل فعاليتهاي طراحي شده براي گسترش قدرت سياسي و اقتصادي اقليت در كنار اكثريت افراد جامعه است و عدالت اجتماعي همواره نوعي نگراني و دلواپسي براي مديريت دولتي نوين محسوب مي‌شود. (Barber, 2004)

ب – روشها و انديشه‌ها: مديريت دولتي سنتي، به دنبال ساختارهاي ايستا و تغييرات كم بود اما مديريت دولتي نوين به دنبال ساختارهاي پويا و تغيير‌پذير است، شكلهاي تغيير‌پذير سازماني، ساختارهاي انعطاف‌پذير، تمركززدايي، آموزش حساسيت، بهبود سازماني و مشاركت همه افراد از جمله ويژگيهاي مديريت دولتي نوين محسوب مي‌گردد. مديريت دولتي نوين تنها به دنبال اقتصاد بهتر نيست بلكه به دنبال سياستهاي اجرايي براي بهبود كيفيت زندگي افراد، توسعه و تقويت نهادهاي حل مشكلات عمومي جامعه است. مديريت دولتي نوين، متعهد به برقراري عدالت‌ اجتماعي از طريق مديران اجرايي قوي دارد كه «هاميلتون» از آن به عنوان «عامل انگيزش مديران اجرايي» ياد مي‌كند. مديريت دولتي نوين كمترين توجه را به توسعه شهري، بوروكراسي هاي غيرمسئول، ساخت مؤسسات بيشتر دارد و بيشتر به دنبال حل مشكلاتي نظير كاهش بهداشتي، فقر روستايي، اعتياد و ... است. (Andres , 2002)
ج – منطق: منطق مديريت دولتي نوين بر خلاف مديريت دولتي سنتي كه بيشتر توصيفي، غير عملي و علمي بود، عملگراتر و متكي به روشهاي علمي و تجربه بيشتر است. بنابراين، مي‌توان گفت كه مفاهيم مدنظر مديريت دولتي نوين، درون ابعاد توسعه پايدار نهفته و چيزي جداي از آن نيست.

مديريت دولتي نوين و توسعه
«ماسكريو» با توجه به موارد زير استدلال مي‌كند كه چرا اقتصاد در كل بايد در دست دولت باشد:
1- در تفوق (برتري داشتن) دولت مي‌توان بازتاب ايدئولوژي‌هاي سياسي و اجتماعي را ديد كه با مفروضات مصرف كننده و تصميم‌گيرنده غير متمركز انطباق ندارد؛
2- مكانيسم بازار نمي‌تواند تمامي فعاليتهاي اقتصاد را انجام دهد و نيازمند هدايت و كنترل است؛
-3 بدون حمايت و تقويت و جانبداري ساختار قانوني دولت، ترتيبات و مبادلات قراردادي براي به كارگيري نظام بازار وجود نخواهد داشت؛
-4 برخي كالاها و خدمات را به دليل ويژگيهايشان، بازار هرگز نمي‌تواند توليد كند، مثل «مسئله برگشت به غير».
مسئله «برگشت به غير» در مقابل «برگشت به خود»، اشاره به كالاها و خدمات خاصي دارد كه فردي ممكن است در آن هزينه (سرمايه‌گذاري) كند اما منافعش به ديگران هم برسد. مثل هزينه سالم‌سازي هواي آلوده كه حتي كسي كه براي آن هزينه‌اي متحمل نشده هم از منافع آن بهره‌مند مي‌شود، لذا گفته مي شود كه بازار در مورد كالا «برگشت به خود» و نه «برگشت به غير» را مد نظر دارد. (ماسكريو، 1995)
-5 ارزشهاي اجتماعي، لزوم اعمال تعديلات دولتي را در زمينه توزيع ثروت و درآمد و ارشاد آن را لازم مي‌سازد؛
6- نظام بازار به ويژه در اقتصاد پيشرفته‌ مالي، الزاما اشتغال بالا، ثبات قيمتها و نرخ مطلوب رشد اقتصادي و اجتماعي را به ارمغان نمي‌آورد و نيازمند سياستهاي عمومي است؛
-7 نرخ تنزيل كه در تعيين ارزش آينده (نسبت به حال) مصرف به كار مي‌رود، از نظر بخش خصوصي و عمومي ممكن است متفاوت باشد. (ماسكريو، 1995)
بنابراين، دخالت دولت در فرايندهاي اقتصادي به خصوص در اقتصاد توسعه به مفهوم جديد آن، ضروري و محوري‌ترين نقش است.

توسعه و نقش‌ها و فعاليت‌هاي مديريتي دولت
1- برنامه‌ريزي توسعه: «ادوارد ميسون» با تأكيد بر عدم شباهت توسعه، انقلابهاي كلاسيك صنعتي تكنولوژيك و اقتصادي، نقش دولت را در رهبري برنامه‌هاي توسعه، اصلي‌ترين نقش مي‌داند. همچنين «موريس هربرت داب» با حمايت از برنامه ريزي، دو روش توسعه يعني انحصار خصوصي و تمركز دولتي را مطرح و تنها دولت را قادر به برنامه‌ريزي چنين كار دشواري مي‌داند.
2- سازماندهي: جايي كه هر فعاليت كوچك نيازمند ساز و كار و تشكيلات منظم است فرايند عظيمي مثل توسعه قطعاً متشكل‌ترين سازه‌ها و ساختارها را مي‌طلبد و شروط توسعه پايدار سياسي – اجتماعي هستند و دولت مسئول طراحي چهار سيستم: 1- فني با حداكثر بهره‌وري، 2- توليدي با تأكيد بر محيط، 3- اجتماعي و 4- اقتصادي با تأكيد بر دانش كافي به منظور دستيابي به توسعه پايدار است. «اندرسون» تأمين زيرساخت اقتصاد را وظيفه دولت مي‌داند و ايجاد تشكيلات و نهادهاي دولتي و رهنمود تشويق مردم به تشكيل سازمان‌هاي غيردولتي بخصوص در امور عام‌المنفعه را در رابطه با ملاحظات محيطي و زيستي كاركردي مهم مي‌داند كه فقط از عهده دولتها بر مي‌آيد.
3- كنترل: مديريت دولتي درصدد تغيير سياستها و ساختارهاي ممنوع كننده عدالت است، از اين رو اهداف متناقض بخشهاي مختلف فراسيستم اجتماعي توسعه ايجاب مي‌كند كه عامل مافوق بر كل سيستم جامعه، نظارت – كنترل و مراقبت دايم داشته باشد. به علاوه حساسيتها و ملاحظات محيطي، فرهنگي و اجتماعي و علايم هشداردهنده مورد توجه در توسعه پايدار، لزوم گرفتن بازخورد دايمي از چرخه‌هاي مختلف فعاليتها را مطرح مي‌سازد. همچنين كنترل اصل آهنين منافع شخصي يعني خودخواهي غريزي نشأت گرفته از اميال شخصي و بعد فردي انسانها كه ميل به تحت الشعاع قرار دادن منافع ديگران در قبال منافع شخصي دارد، نيز از كاركردهاي دولتها محسوب مي‌گردد. لازم به ذكر است كه «اصل آهنين منافع شخصي» اشاره به قدرت يافتن رهبران و عدم كنترل عملكردهاي آنان از سوي زيردستان دارد كه توسط «روبرت ميشل» نويسنده مشهورايتاليايي مطرح شده است.
4- هماهنگي: اهداف و فعاليتهاي متفاوت بخشهاي مختلف و تجربه تلخ توسعه و رشد سرطاني برخي بخشها در گذشته كه مشكلات عديده‌اي را گريبانگير بشر كرده است، لزوم هماهنگي در اهداف و فعاليتها را از سوي رهبري قوي، مقتدر و توانا طلب مي‌كند كه به سبب ماهيت كار فقط از فرماندهي به نام دولت ساخته است. مثلا از نوعي هماهنگي به نام هماهنگي سياسي ياد مي‌شود. به طور مثال، انجام هماهنگي بين بخشهاي دخانيات و بهداشت كه كاملا در اهداف و روشها تضاد دارند، مستلزم نوعي هماهنگي سياسي و منوط به دخالت دولت است.
5- هدايت: فرايندي به وسعت پيچيدگي توسعه با اهداف متضاد بخشهاي دروني، نيازمند هدايت و برقراري سيستم ارتباطي و اطلاعاتي قوي و رهبري قدرتمند است كه فقط دولتها از عهده آن بر مي‌آيند.

یاسر رجائی 86/01/12  نظر بدهید!

شش سیگما

نویسنده : مهندس سخاوي
کلمات کلیدی:
خلاصه : استراتژي تحولي 6sigma ، سيستمي است كه موجب توسعه و گسترش متدهاي مديريتي، آماري و نهايتاً حل مشكلات شده و به كمپاني امكان جهش و تحول را مي دهد. در اين مقاله با مفهوم شش سيگما بيشتر اشنا مي شويم.
متن کامل :

Six Sigma

يك استراتژي تحول سازمانی است

 

استراتژي تحولي 6sigma ، سيستمي است كه موجب توسعه و گسترش متدهاي مديريتي، آماري و نهايتاً حل مشكلات شده و به كمپاني امكان جهش و تحول را  مي دهد.

قابليتهاي بهبود:

احراز كيفيت برتر و افزايش قابليت اعتماد در محصولات توليد شده و مونتاژ شده نيازمند چارچوبي است كه به قابليتهاي سازمان در زمينه هاي مديريت، كاربرد اطلاعات و تكنولوژي يكپارچگي ببخشد. براي استفاده از اطلاعات، وجود يك سري ابزارهاي آماري كه بتوان به وسيله آنها عملكرد فرآيندها و توليدات را بهينه نمود، بسيار ضروري است. در دنياي رقابتي امروز، كيفيت خوب يك ويژگي تجملاتي نيست بلكه از ديدگاه هر دوي توليدكنندگان و مصرف كنندگان يك نياز بنيادي است.

صرف نظر از تعريفهاي متعدد كيفيت، يك سري ويژگيهاي مشترك جهاني براي آن درنظر گرفته شده است كه عبارتند از : عملكرد دقيق، حداقل تغيير و كمترين هزينه.

دانشمندان و مهندسيني كه به طور عمومي و كلي با مسائل برخورد مي كنند علاقمند به مورد اول، آمارگران، متمايل به مورد دوم و مديران تجاري دوستار مورد سوم مي باشند. بديهي است فرآيند و يا محصولي موفق است كه برخوردار از همه موارد فوق باشد.

6sigma فلسفه بهبود مستمر است و به سمت "عالي شدن در همه كارها" پيش   مي رود. 6sigma سيستمي است كه تعيين مي كند كجا قرار گرفتيم، دوست داريم كجا باشيم، چگونه به آن مقصد مي رسيم و چگونه در طول راه پيشرفت مي كنيم.

6sigma يك ابزار است كه براي ميزان سازي دقيق ماشين فرآيند به كار مي رود و اينكار را از طريق مشتري مداري، بهبود مستمر و درگير كردن و مشاركت همه اعضا در داخل و خارج سازمان انجام مي دهد.

در مبحث 6sigma ، 3 حوزه اصلي وجود دارد: حوزه اول "فلسفه" است كه طريقه حركت، چشم انداز و جهت حركت سازمان را تعيين مي كند. حوزه دوم "مقياس" است كه به سازمان اين امكان را مي دهد تا به طور دقيق نحوه عملكرد فرآيندها را مشخص كند. حوزه سوم نيز "روش شناسي" است. روش شناسي يك فرآيند سيستماتيك است كه موجب شناسايي، تبيين، اندازه گيري، تحليل، توسعه و استاندارد شدن يك فرآيند مي شود.

هر چه تعداد 6sigma ها بيشتر باشد ميزان خطا كمتر است. هر چه تغييرات كوچكتر باشند هزينه كمتر است. بهترين سازمانها حدود 3 يا 4 سيگما بكار مي گيرند كه اين تعداد، احتمال بروز خطا در يك ميليون واحد را به 6200 عدد مي رساند. به طور عملي تعداد خطاها مي تواند تا 4/3 واحد در هر يك ميليون واحد كاهش پيدا كند و اين به معني ميليون ها دلار صرفه جويي است.

6sigma يك رويكرد تحولي مديريتي است كه باعث ارتقا و بهبود كيفيت مي شود. 6sigma يك استاندارد جهاني است كه علاوه بر تامين نياز مشتريان باعث توسعه و پيشرفت كاركنان در لايه هاي جديد مي شود و اين به منزله يك مسئوليت براي نيروهاي انساني است نه فقط يك فرصت.

نيروهاي انساني نيازمند افزايش ارزش عملكردهاي خود مي باشند كه اين كار را با ايفاي يك نقش كليدي و پياده سازي 6sigma در سازمان خود انجام مي دهند

به طور ساده مي توان گفت، 6sigma متدي است كه بر اساس داده (data) هدايت مي شود وهدف  آن دستيابي به كيفيت برتر است. چيزي كه 6sigma را از ساير اصول كيفيت متمايز مي كند اين است كه پيش گبري قبل از وقوع اشتباهات. به طور ويژه مي توان گفت 6sigma يك تلاش نظم يافته است كه فرآيندهاي تكرار شوند سازمان را در بخشهاي طراحي محصولات، عملكرد تامين كنندگان، سرويسهاي خدماتي و … از نزديك مورد سنجش قرار مي دهد.

6sigma يك متد آماري است كه نيازهاي مشتري را به صورت وظايف جداگانه تعريف كرده و ضمناً يك سري ويژگي هاي بهينه در صورتيكه بين آنها عملكردهاي فيمابين وجود داشته باشد، برايشان در نظر مي گيرد. همانطور كه از شواهد پيداست، گامهايي كه براي نيل به اين هدف برداشته مي شود تاثير بسيار عميق به روي كيفيت محصولات، عملكرد سرويسهاي مشتريان و پيشرفتهاي حرفه أي پرسنل خواهد گذاشت.

6sigma به دليل تاكيد عميق بر روي تحليلهاي آماري، مقياسهاي ارزيابي طراحي، توليد محصول و فعاليتهاي متمركز در حيطه مشتري گرايي، قادر است احتمال بروز خطا در محصولات و سرويسها را به ميزان بي سابقه أي كاهش دهد. 6sigma حاصل پيوند سيستمهاي اجتماعي و فني است.

عوامل انساني با بهره گيري از مزاياي پيشرفتهاي تكنولوژيكي، سرانجام نظامي بر اساس اين واقعيت ايجاد خواهد كرد كه براي حفظ بقا در دنياي رقابت آميز امروز، وجود كيفيت بسيار بالا با صرف هزينه بسيار اندك، فوق العاده ضروري است. 6sigma در واقع نقشه جاده بقا و موفقيت است.

براي اجراي 6sigma در سازمان ابتدا بايد تيمهايي تشكيل شود. نقشي كه هر يك از اعضاي تيم ايفا خواهند نمود تعيين كننده نوع و سطح آموزشي است كه دريافت مي كنند.به عنوان مثال اعضاي كليدي اين تيمها توسط متخصصين خارج از سازمان به عنوان رهبر گروه  آموزش مي بينند.

 علاوه بر اين تيمها، گروههاي حمايت كننده نيز تشكيل مي شود كه تعداد زيادي از اعضاي آن تمام وقت خود را صرف اجراي هر يك از اين پروژه ها     مي كنند.

 زماينكه تصميم مي گيريد يك فرآيند را اصلاح كنيد بايد بهترين روش را براي اجراي آن اتخاذ كنيد. به همين منظور بايد بهترين نوع تيم انتخاب شود. اما اين تيم الزاماً بايد  (Action team process) PAT باشد؟

قهرمانان - مرشدان - كمربند مشكي ها و كمربند سبزها تيمهاي مذكور را به صورت مرتبط با يكديگر در سرتاسر سازمان هدايت مي كنند. نقش مرشدان هدايت استراتژي كسب و كار - حمايت و راهنمايي است. وظيفه كمربند مشكي ها پياده سازي، هدايت و نتيجه گيري از پروژه تيمهاي 6sigma است. نقش كمربند سبزها هم اين است كه با بكارگيري مهارتهاي فني خود در 6sigma در مورد موضوعات روز درون سازماني با تيم همكاري مي كنند و اين فرصتي براي بهبود است.

جلسات تعاملي، در طول چندين هفته برگزار مي شود. (اين جلسات فقط مختص متخصصين فني و يا مديريتي است نه همه كمربند سبزها) . كمربند سبزها كساني هستند كه جلسه را با موفقيت گذرانده و براي بكارگيري ابزارهاي بهبود و توسعه آموزش ديده اند. پس از سپري شدن نخستين هفته، پروژه ها انتخاب شده و آموزش ديدگان موظف به بكارگيري و اجراي مباحثي مي شوند كه در طول دوره آموخته اند. پس از پايان هر برنامه نيز نتايجي را كه از اين جلسات گرفته اند، ارائه مي دهند. كسانيكه اين جلسات را با موفقيت پشت سر گذاشته و پروژه ها را اجرا مي كنند، گواهينامه "كمربند مشكي" دريافت مي كنند. اين افراد مسئول اجراي 6sigma در واحد كسب و كار خود شده و تيمهاي مذكور را هدايت و رهبري مي كنند، علاوه بر اين مديران را نيز در جهت اولويت دادن به امور، برنامه ريزي و اجراي پروژه ها، ارشاد و هدايت مي كنند. از ديگر وظايف اين گروه بكارگيري، آموزش و توزيع ابزارها و متدهاي لازم براي كمربند سبزها و اعضاي تيمها  مي باشد.

تنها تعدادي از اين افراد به سومين سطح كه بالاترين لايه نيز مي باشد راه پيدا كرده و اصطلاحاً "استاد كمربند مشكي " مي شوند. البته قبل از دريافت گواهينامه مذكور موظف به هدايت چندين تيم و پروژه مي گردند. "استاد كمربند مشكي " ها در واقع كارشناس اجراي 6sigma و تئوري آن مي باشند بايد فرآيندها را آموزش دهند. اين افراد  متخصصين كيفيت در روش شناسي و بكارگيري ابزار بهبود در همه سطوح سازمان مي باشند. ضمناً فرآيند يكپارچه سازي 6sigma با استراتژي كسب و كار سازمان و برنامه هاي عملياتي آن را نيز رهبري مي كنند.

تسهيلات و امكاناتي كه 6sigma در بخشهاي بهبود كيفيت، كاهش هزينه، جلب رضايت مشتري و حفظ وفاداري و پيشرفت كاركنان ايجاد مي كند بسيار وسيع است. از طرفي براي تبديل قابليتهاي بالقوه 6sigma به صورت بالفعل بايد زمان كافي، استعداد، سرمايه گذاري هاي درست و … به اينكار اختصاص داده شود. اجراي 6sigma نيازمند تمركز بسيار و كار تيمي قوي است 

کلمات کلیدی:
خلاصه : استراتژي تحولي 6sigma ، سيستمي است كه موجب توسعه و گسترش متدهاي مديريتي، آماري و نهايتاً حل مشكلات شده و به كمپاني امكان جهش و تحول را مي دهد. در اين مقاله با مفهوم شش سيگما بيشتر اشنا مي شويم.
متن کامل :

Six Sigma

يك استراتژي تحول سازمانی است

 

استراتژي تحولي 6sigma ، سيستمي است كه موجب توسعه و گسترش متدهاي مديريتي، آماري و نهايتاً حل مشكلات شده و به كمپاني امكان جهش و تحول را  مي دهد.

قابليتهاي بهبود:

احراز كيفيت برتر و افزايش قابليت اعتماد در محصولات توليد شده و مونتاژ شده نيازمند چارچوبي است كه به قابليتهاي سازمان در زمينه هاي مديريت، كاربرد اطلاعات و تكنولوژي يكپارچگي ببخشد. براي استفاده از اطلاعات، وجود يك سري ابزارهاي آماري كه بتوان به وسيله آنها عملكرد فرآيندها و توليدات را بهينه نمود، بسيار ضروري است. در دنياي رقابتي امروز، كيفيت خوب يك ويژگي تجملاتي نيست بلكه از ديدگاه هر دوي توليدكنندگان و مصرف كنندگان يك نياز بنيادي است.

صرف نظر از تعريفهاي متعدد كيفيت، يك سري ويژگيهاي مشترك جهاني براي آن درنظر گرفته شده است كه عبارتند از : عملكرد دقيق، حداقل تغيير و كمترين هزينه.

دانشمندان و مهندسيني كه به طور عمومي و كلي با مسائل برخورد مي كنند علاقمند به مورد اول، آمارگران، متمايل به مورد دوم و مديران تجاري دوستار مورد سوم مي باشند. بديهي است فرآيند و يا محصولي موفق است كه برخوردار از همه موارد فوق باشد.

6sigma فلسفه بهبود مستمر است و به سمت "عالي شدن در همه كارها" پيش   مي رود. 6sigma سيستمي است كه تعيين مي كند كجا قرار گرفتيم، دوست داريم كجا باشيم، چگونه به آن مقصد مي رسيم و چگونه در طول راه پيشرفت مي كنيم.

6sigma يك ابزار است كه براي ميزان سازي دقيق ماشين فرآيند به كار مي رود و اينكار را از طريق مشتري مداري، بهبود مستمر و درگير كردن و مشاركت همه اعضا در داخل و خارج سازمان انجام مي دهد.

در مبحث 6sigma ، 3 حوزه اصلي وجود دارد: حوزه اول "فلسفه" است كه طريقه حركت، چشم انداز و جهت حركت سازمان را تعيين مي كند. حوزه دوم "مقياس" است كه به سازمان اين امكان را مي دهد تا به طور دقيق نحوه عملكرد فرآيندها را مشخص كند. حوزه سوم نيز "روش شناسي" است. روش شناسي يك فرآيند سيستماتيك است كه موجب شناسايي، تبيين، اندازه گيري، تحليل، توسعه و استاندارد شدن يك فرآيند مي شود.

هر چه تعداد 6sigma ها بيشتر باشد ميزان خطا كمتر است. هر چه تغييرات كوچكتر باشند هزينه كمتر است. بهترين سازمانها حدود 3 يا 4 سيگما بكار مي گيرند كه اين تعداد، احتمال بروز خطا در يك ميليون واحد را به 6200 عدد مي رساند. به طور عملي تعداد خطاها مي تواند تا 4/3 واحد در هر يك ميليون واحد كاهش پيدا كند و اين به معني ميليون ها دلار صرفه جويي است.

6sigma يك رويكرد تحولي مديريتي است كه باعث ارتقا و بهبود كيفيت مي شود. 6sigma يك استاندارد جهاني است كه علاوه بر تامين نياز مشتريان باعث توسعه و پيشرفت كاركنان در لايه هاي جديد مي شود و اين به منزله يك مسئوليت براي نيروهاي انساني است نه فقط يك فرصت.

نيروهاي انساني نيازمند افزايش ارزش عملكردهاي خود مي باشند كه اين كار را با ايفاي يك نقش كليدي و پياده سازي 6sigma در سازمان خود انجام مي دهند

به طور ساده مي توان گفت، 6sigma متدي است كه بر اساس داده (data) هدايت مي شود وهدف  آن دستيابي به كيفيت برتر است. چيزي كه 6sigma را از ساير اصول كيفيت متمايز مي كند اين است كه پيش گبري قبل از وقوع اشتباهات. به طور ويژه مي توان گفت 6sigma يك تلاش نظم يافته است كه فرآيندهاي تكرار شوند سازمان را در بخشهاي طراحي محصولات، عملكرد تامين كنندگان، سرويسهاي خدماتي و … از نزديك مورد سنجش قرار مي دهد.

6sigma يك متد آماري است كه نيازهاي مشتري را به صورت وظايف جداگانه تعريف كرده و ضمناً يك سري ويژگي هاي بهينه در صورتيكه بين آنها عملكردهاي فيمابين وجود داشته باشد، برايشان در نظر مي گيرد. همانطور كه از شواهد پيداست، گامهايي كه براي نيل به اين هدف برداشته مي شود تاثير بسيار عميق به روي كيفيت محصولات، عملكرد سرويسهاي مشتريان و پيشرفتهاي حرفه أي پرسنل خواهد گذاشت.

6sigma به دليل تاكيد عميق بر روي تحليلهاي آماري، مقياسهاي ارزيابي طراحي، توليد محصول و فعاليتهاي متمركز در حيطه مشتري گرايي، قادر است احتمال بروز خطا در محصولات و سرويسها را به ميزان بي سابقه أي كاهش دهد. 6sigma حاصل پيوند سيستمهاي اجتماعي و فني است.

عوامل انساني با بهره گيري از مزاياي پيشرفتهاي تكنولوژيكي، سرانجام نظامي بر اساس اين واقعيت ايجاد خواهد كرد كه براي حفظ بقا در دنياي رقابت آميز امروز، وجود كيفيت بسيار بالا با صرف هزينه بسيار اندك، فوق العاده ضروري است. 6sigma در واقع نقشه جاده بقا و موفقيت است.

براي اجراي 6sigma در سازمان ابتدا بايد تيمهايي تشكيل شود. نقشي كه هر يك از اعضاي تيم ايفا خواهند نمود تعيين كننده نوع و سطح آموزشي است كه دريافت مي كنند.به عنوان مثال اعضاي كليدي اين تيمها توسط متخصصين خارج از سازمان به عنوان رهبر گروه  آموزش مي بينند.

 علاوه بر اين تيمها، گروههاي حمايت كننده نيز تشكيل مي شود كه تعداد زيادي از اعضاي آن تمام وقت خود را صرف اجراي هر يك از اين پروژه ها     مي كنند.

 زماينكه تصميم مي گيريد يك فرآيند را اصلاح كنيد بايد بهترين روش را براي اجراي آن اتخاذ كنيد. به همين منظور بايد بهترين نوع تيم انتخاب شود. اما اين تيم الزاماً بايد  (Action team process) PAT باشد؟

قهرمانان - مرشدان - كمربند مشكي ها و كمربند سبزها تيمهاي مذكور را به صورت مرتبط با يكديگر در سرتاسر سازمان هدايت مي كنند. نقش مرشدان هدايت استراتژي كسب و كار - حمايت و راهنمايي است. وظيفه كمربند مشكي ها پياده سازي، هدايت و نتيجه گيري از پروژه تيمهاي 6sigma است. نقش كمربند سبزها هم اين است كه با بكارگيري مهارتهاي فني خود در 6sigma در مورد موضوعات روز درون سازماني با تيم همكاري مي كنند و اين فرصتي براي بهبود است.

جلسات تعاملي، در طول چندين هفته برگزار مي شود. (اين جلسات فقط مختص متخصصين فني و يا مديريتي است نه همه كمربند سبزها) . كمربند سبزها كساني هستند كه جلسه را با موفقيت گذرانده و براي بكارگيري ابزارهاي بهبود و توسعه آموزش ديده اند. پس از سپري شدن نخستين هفته، پروژه ها انتخاب شده و آموزش ديدگان موظف به بكارگيري و اجراي مباحثي مي شوند كه در طول دوره آموخته اند. پس از پايان هر برنامه نيز نتايجي را كه از اين جلسات گرفته اند، ارائه مي دهند. كسانيكه اين جلسات را با موفقيت پشت سر گذاشته و پروژه ها را اجرا مي كنند، گواهينامه "كمربند مشكي" دريافت مي كنند. اين افراد مسئول اجراي 6sigma در واحد كسب و كار خود شده و تيمهاي مذكور را هدايت و رهبري مي كنند، علاوه بر اين مديران را نيز در جهت اولويت دادن به امور، برنامه ريزي و اجراي پروژه ها، ارشاد و هدايت مي كنند. از ديگر وظايف اين گروه بكارگيري، آموزش و توزيع ابزارها و متدهاي لازم براي كمربند سبزها و اعضاي تيمها  مي باشد.

تنها تعدادي از اين افراد به سومين سطح كه بالاترين لايه نيز مي باشد راه پيدا كرده و اصطلاحاً "استاد كمربند مشكي " مي شوند. البته قبل از دريافت گواهينامه مذكور موظف به هدايت چندين تيم و پروژه مي گردند. "استاد كمربند مشكي " ها در واقع كارشناس اجراي 6sigma و تئوري آن مي باشند بايد فرآيندها را آموزش دهند. اين افراد  متخصصين كيفيت در روش شناسي و بكارگيري ابزار بهبود در همه سطوح سازمان مي باشند. ضمناً فرآيند يكپارچه سازي 6sigma با استراتژي كسب و كار سازمان و برنامه هاي عملياتي آن را نيز رهبري مي كنند.

تسهيلات و امكاناتي كه 6sigma در بخشهاي بهبود كيفيت، كاهش هزينه، جلب رضايت مشتري و حفظ وفاداري و پيشرفت كاركنان ايجاد مي كند بسيار وسيع است. از طرفي براي تبديل قابليتهاي بالقوه 6sigma به صورت بالفعل بايد زمان كافي، استعداد، سرمايه گذاري هاي درست و … به اينكار اختصاص داده شود. اجراي 6sigma نيازمند تمركز بسيار و كار تيمي قوي است 

یاسر رجائی 86/01/10  نظر بدهید!

کنفرانس شش سیگما

6sigma

جهت اطلاعات بیشتر اینجا را کلیلک کنید

یاسر رجائی 86/01/10  نظر بدهید!

کنفرانس

فراخوان

انجمن نگهداری و تعمیرات ایران قصد دارد چهارمین کنفرانس بین المللی نگهداری و تعمیرات ایران را با همکاری مراکز صنعتی و دانشگاهی در تاریخ 24 و 25 تیر ماه 1386 برگزار نماید .

جهت اطلااعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

یاسر رجائی 86/01/10  نظر بدهید!

اعتماد كاركنان به مدير

اعتماد كاركنان به مدير
مترجمان: سيروس آقايار – كامبيز باغبان

آيا كاركنان به شما اعتماد دارند؟ اين مقاله كه در مجله «سياتل تايمز» به چاپ رسيده معتقد است كه احتمالا اين طور نيست. كاركنان نه تنها به همكاران خود اعتماد دارند بلكه عمدتا به شغلشان علاقه مندند. اما ازسويي معتقد نيستند كه مديران بهترين تصميمات را مي گيرند. بويژه اين مطلب وقتي شدت پيدا مي كند كه اين تصميمات مشمول آنان نيز بشود. اما در اين زمينه دو سوال مطرح است كه بايد درباره آن فكر كنيد:
1 – آيا اهميتي دارد كه كاركنان به شما اعتماد نداشته باشند؟
2 – چطور متوجه اين بي اعتمادي مي شويد؟
من معتقدم پاسخ به سوال اول آسانتر است. زيرا اين سوال خيلي مهم است. دو مورد از اصلي ترين دلايلي كه چرا اعتماد كاركنان اهميت دارد مربوط به عملكرد و كسب سود مي شود.
1 – عملكرد كاركنان: بدون ترديد اگر كاركنان به شما اعتماد نداشته باشند قادر نخواهيد بود به سطح عملكرد برجسته و عالي برسيد. اگر كاركنان مطمئن نباشند كه بهترين تصميمات را مي گيريد و متوجه شوند هميشه آنها را زيرنظر داريد آن وقت احساس مي كنند خودشان بايد اين كار را انجام دهند. مدت زماني كه كاركنان را براي كارها يا چگونگي انجام آن صرف مي كنند باعث كاهش توليد، كيفيت و خلاقيت آنها مي شود.
بسيار خوب، فرض كنيد مدير ارشدي هستيد كه در شبكه مديريت بليك و موتن در رديف 1 و 9 قرار داريد.(1)
با اين نوع مديريت شايد بتوانيد سطح عملكرد كاركنان را بالا ببريد اما قادر نخواهيدبود بدون جلب اعتماد كاركنان آن را حفظ كنيد. درنتيجه در اين شرايط نمي توانيد نشانه اي از خلاقيت را در آنها مشاهده كنيد و اين نكته خيلي مهمي است.
2 – عملكرد رؤسا: بايد قبول كنيم عملكرد كاركنان تاحد زيادي بستگي به عملكرد رؤسا دارد. لذا به همين منظور مديريت را توانايي انجام كار ازطريق ديگران تعريف كرده اند. اگر نتوانيد از طريق كاركنان به عملكرد عالي و چشمگير برسيد چگونه مي خواهيد ثابت كنيد مديري برجسته و ممتاز هستيد؟
اگر كاركنان به شما اعتماد نكنند به احتمال زياد شما هم به آنان چندان اعتمادي نداريد. در اين شرايط وقتتان را هدر مي دهيد چون مجبوريد بدون دليل آنها را كنترل كرده و زيرنظر بگيريد، سپس درحالي كه مي توانيد از اين وقت در جاهاي ديگر بهتر استفاده كنيد.

كسب سود
ما فقط زمان تلف شده توسط مديران و كاركنان را كه ناشي از بي اعتمادي است محاسبه و مستند مي كنيم. اما علاوه بر آن مي توان هزينه ساعات تلف شده را نيز محاسبه كرد. گرچه هزينه هاي ناشي از دست دادن خلاقيت و نوآوري به مراتب بيشتر است. بايد توجه داشت كه كسب سود فقط ازطريق انجام كار درست حاصل نمي شود بلكه ازطريق انجام بهتر كارها به دست مي آيد. لذا فرق چنداني نمي كند كه سود حاصله ناشي از بهبود مستمر يا درنتيجه تغيير ناگهاني به دست آيد. البته همه اين موارد مهم هستند. رقبا هميشه به دنبال يافتن راههايي جديدتر، بهتر و ارزان تر براي انجام كار هستند. اگر شما چنين اقداماتي را انجام ندهيد، ابتدا مشتريان و سپس سودآوري را از دست خواهيد داد.
سوال دوم: پاسخ دادن به سوال دوم شايد كمي دشوارتر باشد (چطور مي توان فهميد آيا ديگران به من اعتماد دارند؟). در اين مورد چند نكته توصيه مي شود:
1 – از كاركنان سوال كنيد: يكي از ساده ترين راههاي رسيدن به اين پاسخ، پرسيدن پرسشهاي روشن و صريح است. ممكن است در گروه كساني باشند كه مورداعتمادتان باشند. از آنها سوال نكنيد چه احساسي دارند، در مقابل از آنها بپرسيد گروه چه احساسي دارد. سعي نكنيد نكاتي را كه درمورد افراد خاص وجود دارد ناديده بگيريد. در مقابل روي نظرات گروه تمركز كنيد و با اين كار از نتيجه اي كه به دست مي آيد متعجب خواهيدشد.
2 – به حرف كاركنان گوش فرا دهيد: وقتي از كاركنان سوالي مي كنيد به پاسخ آنها كاملا گوش دهيد. اين امر دقيقا مانند خواندن خط به خط يك كتاب است تا بتوانيد مطلب را درك كنيد. اگر كاركنان هنگام بيان مطلبي بعداز مدتي مكث كردند، نشان مي دهد به شما اعتماد كامل ندارند.
3 – كمتر رسمي باشيد (خودماني باشيد): از اتاق خود بيرون بياييد. مديريت برمبناي سرزدن(MBWA) (2) به همه جا واقعا مفيد و كارساز است. از اتاق كار بيرون آمدن نه فقط باعث مي شود افراد آمادگي بيشتري در پذيرش شما در حوزه كاريشان داشته باشند، بلكه چيزهايي را مي شنويد يا مي بينيد كه تاكنون در گزارشهاي دريافت شده وجود نداشته اند. علاوه براين، وقتي كاركنان شما را درحال قدم زدن مي بينند ديگر شما را به چشم رئيس نمي نگرند بلكه مانند يك فرد معمولي و يا دوست مي شمارند. بي‌اعتمادي به رئيس خيلي آسانتر از بي اعتمادي به شخص است.

نتيجه گيري
اعتماد را مي توان به دست آورد. جلب اعتماد كاركنان نيازمند زمان است. اما مي‌توانيد جزء يكي از سه بخش گفته شده در قسمت قبلي باشيد يا جزء گروهي از مديران كه مورداعتماد كاركنان هستند و يا اينكه جزء گروهي از مديران كه موجب مي‌شوند ميزان سود و سطح عملكرد به بالاترين سطح برسد.
به كاركنان نشان دهيد براي رسيدن به خواسته هايشان، مي توانند به شما اعتماد كنند با اين كار بعدا متعجب مي‌شويد كه كاركنان چقدر سريع به تواناييهاي شما در تصميم گيري صحيح و درست اعتماد پيدا مي كنند.

پي نوشتها:
1 – در مكتب كلاسيك ها به وظيفه توجه خاصي مي شود و به انسان به عنوان يك ابزار توليد نگريسته مي شود. در مقابل رفتارگرايان بيشتر به انسان توجه دارند و معتقدند انسان مي تواند مسائل سازمان را حل كند. اما شبكه بليك و موتن اين نظريه را مطرح كرد كه انسان و وظيفه هر دو مهم هستند و با يك محور مختصات و سپس ماتريسي از وظيفه و انسان شبكه مديريت را به وجود آورند. مديري كه در ستونهاي 1 و 9 قرار مي گيرد سبك مديريتي آنها كنترلي و تسلط داشتن بر كاركنان و امور جاري است. به عبارتي توجه به كار عدد 9 و توجه به كاركنان عدد 1 و سبك مديريت آمرانه است.
2 – (MBWA) MANAGEMENT BY WALKING AROUND: نوعي روش ارتباطي است كه مي خواهيم از كليه فعاليتهاي روزانه آگاهي پيدا كنيم. اين راهكار به مدير امكان مي دهد كه نظرات سازنده يا بازخوردهاي مناسب از كاركنان دريافت كند. اين نوع مديريت مناسب سازمانهايي است كه داراي لايه هاي زياد مديران مياني هستند و شرايطي را فراهم مي كند تا كاركنان بتوانند فرصتي به دست آورند تا بدون واسطه با رئيس خود گفت گو كنند.

منبع:

http://management.about.com/cs/general management/a/Employees trust-u-p .htm

یاسر رجائی 86/01/05  نظر بدهید!

فراخوان

عنوان سمينار «مديريت نوين در قرن 21م.» با سخنراني «برايان تريسي»
شرح براي نخستين بار در ايران، شركت «تدبيرانديشان فرازين» با همكاري «مركز خريد پاسارگاد»، سمينار «مديريت نوين در قرن 21م.» با سخنراني «برايان تريسي» را در روزهاي چهارشنبه, پنج شنبه و جمعه, مورخ 2، 3 و 4 خردادماه 1386 در مجموعه ي اريكه ايرانيان واقع در تهران، شهرك غرب، بلوار فرحزادي، نبش ارغوان غربي برگزار مي كند. اين سمينار در 2 نوبت صبح ها (9-12) و بعدازظهرها (1-4) برگزار مي شود و در پايان دوره به شركت كننده گان گواهينامه‌اي با امضاي «برايان تريسي» اعطاء خواهد شد.
رئوس مطالب مهم ترين عناوين اين دوره عبارت اند از: مديريت منابع انساني مديريت فروش مديريت بازاررساني بهره وري مديريت سازماني مديريت زمان اهداف شخصي و سازماني و ...
مدرس(ها) «برايان تريسي»
مدت و زمانبندي روزهاي چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه مورخ 2، 3 و 4 خردادماه 1386 نوبت صبح ها (9-12) و بعدازظهرها (1-4)
مكان برگزاري تهران، شهرك غرب، بلوار فرحزادي، نبش ارغوان غربي، مجموعه اريكه ايرانيان، سالن همايش
هزينه بهاي بليت: 000/380 تومان (سفارش تعداد 50 به بالا شامل تخفيف ويژه مي شود. آخرين مهلت ثبت نام و تهيه ي بليت: 31/1/1386
شرايط ثبت نام 1. فيش واريزي 2. يك قطعه عكس 3*4 جديد پشت نويسي شده 3. يك برگ كپي از صفحه اول شناسنامه پشت نويسي شده با آدرس و شماره تلفن
مدرك پايان دوره در پايان دوره، به شركت كننده گان گواهينامه با امضاي «برايان تريسي» اعطاء خواهد شد.
برگزار كننده شركت تدبيرانديشان فرازين با هم كاري مركز خريد پاسارگاد
نشاني پستي تهران، بلوار آفريقاي شمالي، خ. روان پور, پ. 83، ط. 2
تلفن 22011588 - 22015393
نمابر 22011588 - 22015393

 

ايميل taf_hm[at]hotmail.com
صفحه وب http://shopall.pasargadsc.com
http://www.briantracy.com/main/schedule.asp?date=5/15/2007

یاسر رجائی 86/01/04  نظر بدهید!

وضعيت كار در قرن 21

وضعيت كار در قرن 21

نويسنده: چارلز هندي
ترجمه و تلخيص: سيدحبيب الله شاهركني

چارلز بي هندي مدير، اقتصاددان، محقق و پروفسور دانشكده مديريت لندن است. او در سال 1932 در يك خانواده روحاني مسيحي در ايرلند متولد شد. پدرش معاون اسقف ايرلند بود. او تحصيلات خود را در دانشگاه آكسفورد و سپس در دانشكده مديريت «اسلون» دانشگاه ماساچوست آمريكا (ام.آي.تي) با درجه بسيار خوب به پايان رساند.
وي پس از پايان تحصيلات در انگلستان و قبل از ورود به ام.آي.تي، مدتي به عنوان مدير بازاريابي براي شركت نفتي بين المللي شل و همچنين در مقام اقتصاددان و استاد مديريت در آسياي جنوب شرقي و لندن به كار پرداخت.
وي داراي انديشه هاي ژرف در زمينه مسايل مديريتي واجتماعي است، به طوري كه نه فقط فعل و انفعالات محيط كسب و كار را موردبررسي قرار مي دهد، بلكه دنياي پيراموني و محيط اجتماعي را هم تجزيه و تحليل و راهنماييهايي براي دگرگوني و بهبود شرايط پيشنهاد مي كند.
چارلز هندي كتابها و مقالات متعددي نوشته كه كتاب «عصر تضاد و تناقض» او كه دنباله كتاب «عصر سنت گريزي» است كه توسط مجلات مهم به عنوان يكي از 10 كتاب برگزيده در زمينه كسب و كار معرفي شده است.
آنچه درپي مي آيد چكيده اي از نظرات چارلز هندي درخصوص وضعيت كار در قرن حاضر مي باشد كه با بهره گيري از كتابهاي وي تهيه و تنظيم شده است.
ما در يك دوران ويژه به سر مي بريم. در اين دوران تغييراتي در شرايط كاري افراد رخ داده و مي دهد كه باعث مي شود برخلاف گذشته بيشتر انسانها بيش از آنكه به سازمانهاي بزرگ وابسته باشند به كار مستقل يا پيمانكاري روي بياورند. آنها ديگر تمام وقت خود را در يك سازمان سپري نخواهندكرد، بلكه به فعاليتهاي پاره وقت خواهند پرداخت. فقط كمتر از نيمي از نيروي كار در سازمانهاي مختلف مشاغل تمام وقت «مناسب» به دست مي آورند و باقي افراد كاركنان مستقلي هستند كه تعدادشان سال به سال بيشتر مي شود. بيشتر اين افراد به اين دليل كارگر پاره وقت يا موقت هستند كه يا خود مي خواهند و يا جز اين چاره ديگري ندارند.
اصولا ويژگي سازمانهاي امروزي اين است كه آنها بر هسته اي از مديران و كارگران ضروري استوارند كه پيمانكاران خارج از سازمان و مستخدمان پاره وقت، آنها را ياري مي دهند. البته اين روش، شيوه جديدي براي ساماندهي امور نيست، چرا كه مقاطعه كاران بزرگ و كوچك طي نسلهاي متمادي اين كار را كرده اند. آنچه تازگي دارد رشد اين شيوه از سازماندهي در حرفه‌هاي بزرگ و نهادهاي بخش دولتي است كه به دليل ارزانتر بودن، درميان آنها گسترش يافته است. اين سازمانها به اين نتيجه رسيده اند كه گرچه راحت تر است كه كاركنان خود را به صورت تمام وقت دراختيار داشته باشند، اما دراختيار داشتن تمام نيروي كار، نوعي اسراف در سازماندهي منابع انساني ضروري است. لذا نگاه داشتن آنها در خارج از سازمان، به صورت كاركن مستقل يا در استخدام مقاطعه كاران متخصص و خريد خدمات آنها به هنگام نياز ارزانتر تمام مي شود.
براين اساس، سازمانهاي امروزي از سه گروه مختلف مردم تشكيل شده اند كه هركدام از آنها انتظارات متفاوتي دارند و شيوه مديريت بر آنها فرق مي كند. آنها از حقوق مختلفي برخوردارند و به اشكال مختلف سازماندهي مي شوند.
گروه اول را متخصصان، تكنسين ها و مديران صاحب صلاحيتي تشكيل مي دهند كه وجودشان براي سازمان ضروري است. آنها حامل دانش سازماني هستند كه سازمان را از همتايانش متمايز مي سازد، به طوري كه اگر آنها از دست بروند، سازمان هم از دست خواهدرفت. بنابراين، ازنظر سازمان آنها ارزشمندند و بايد باشند و جايگزين كردنشان دشوار است. سازمانها با دادن سكه هاي طلا، حقوقهاي بالا، منافع حاشيه اي و اتومبيل هاي گرانقيمت آنها را بيش از پيش به خود نزديك مي كنند. درعوض از آنها انتظار مي رود به سختي و با طي مسافتهاي طولاني كار كنند و تعهد و انعطاف پذيري داشته باشند. 40 يا 45 ساعت كار در هفته براي اين گروه نيست، معدودي از آنها از تمام مرخصي استحقاقي خود استفاده مي كنند، و يا پيش از آنكه شب شود، خانه و خانواده خود را مي بينند. از آنها انتظار مي رود كارها را مطابق تمايل سازمان انجام دهند و درعوض، بيش از پيش حقوق خوب دريافت دارند. درنيتجه اين وضع، آنها ازنظر سازمان، گران قيمتند و تعدادشان نيز كم است.
گروه دوم، پيمانكاراني هستند كه با سازمان قرارداد مي بندند تا كارها را انجام دهند. اين گروه هم از افراد و هم از سازمان تشكيل شده اند. منظور از افراد يادشده، كاركنان متخصص يا تكنسين هاي مستقلي هستند كه بسياري از آنها در گذشته از مستخدمان اصلي سازمان بوده اند و نقش خود را در هسته اصلي ايفا كرده اند و اكنون ترجيح داده اند كه جزو كاركنان مستقل باشند. منظور از سازمانها هم سازمانهايي هستند كه از سازمانهاي اصلي كوچكترند، ولي با وجود اين، هسته ها و پيمانكاران فرعي خاص خود را دارند. آنها در قبال نتيجه اي كه به دست مي آورند، پول مي گيرند و نه به ازاي مدت زماني كه صرف مي‌كنند، آنها حق الزحمه دريافت مي دارند نه حقوق. پيامد اين وضع واجد اهميت است به اين معنا كه سازمان مركزي مي‌تواند كنترل خود را فقط ازطريق بررسي نتايج اعمال كند و نه ازطريق بررسي روشها، گروه سوم، نيروي كار انعطاف پذير يا كليه كارگران پاره وقت و موقتي هستند كه رشد يابنده ترين بخش عرضه اشتغال را تشكيل مي دهند.
اين افراد، همان بازار كارند، بازاري كه كارفرمايان آن طور كه دوست دارند و هنگامي كه نياز دارند وارد آن مي شوند، تا هرچقدر كه مي توانند پول كمتري بابت آن بپردازند (كه البته اين فلسفه كوته بينانه است).
اين قبيل افراد بايد جدي گرفته شوند، زيرا آنها كار پاره وقت يا موقت خود را انتخاب مي كنند. آنها مهارتهايي دارند كه مي‌توانند افزايش يابند، مي توانند تعهد به كار داشته باشند و قابليتها و نيروهايي دارند كه اگر از آنها خواسته شود مي توانند ارائه دهند. آنها لزوما درپي به دست آوردن پست يا ارتقاي مقام نيستند، آنها علايق و دلمشغوليهايي فراتر از شغل خود را دارند و لذا آمادگي پذيرش تشويقهاي موردنياز كاركنان هسته اي را ندارند. آنها بيشتر به يك شغل و گروه كاري متعهدند تا به مقام يا سازمان.
از آنجا كه با اين افراد به عنوان كاركنان موقت برخورد مي شود، آنها نيز واكنشي موقتي از خود نشان مي دهند. اين نيروها، هيچگاه بلندپروازي كاركنان هسته اي را نخواهند داشت. آنچه آنها خواهانش هستند دريافت حقوق و برخورداري از شرايط آبرومندانه و برخورد مناسب و همراهاني خوب است. آنها شغل دارند نه مقام و نبايد بيش از آنچه انتظار دارند، در جريانات امور سهيم باشند و نبايد هم از آنها انتظار داشت كه در پيروزيهاي سازمان شادماني كنند. آنها كمتر دل درگرو عشق سازمان مي‌بندند و در فرهنگ آنها كار بيشتر، مستلزم و مستحق پول بيشتر است. چنين اشخاصي كارگران پيماني هستند و انتظار دارند كه با آنها پيمان منصفانه بسته و اين پيمان محترم شمرده شود.
سازمانهاي امروز كه بدين ترتيب سازماندهي مي شوند، معمولا به كسي وعده سمت نمي دهند. درعوض براي افراد فرصتهايي فراهم مي كنند تا آنها تواناييهاي خود را باور سازند و از بعضي فرصتها استفاده كنند كه برايشان ايجاد مي شوند. از اين سازمانها، نمي توان انتظار داشت كه بيش از اين به فكر آينده افراد باشند و مراتب پيشرفت آنها را فراهم سازند. حال ديگر افراد بايد به فكر خودشان باشند و به خاطر بسپارند كه در اين دنياي جديد، هركس فقط به اندازه شغل فعلي خود خوب است و تضميني براي آينده وجود ندارد. درچنين شرايطي، آموزش به نوعي سرمايه گذاري و تجربه گسترده به نوعي دارايي تبديل مي‌شود، مشروط براينكه اين تجربه سطحي نباشد.
در اين وضعيت، سازمانها ديگر افراد منفعلي را نمي پذيرند كه به تعهداتشان عمل نمي كنند و افراد را در مشاغلي نگه نمي‌دارند كه نيروهاي جوانتر با دستمزدي معمولا پايين تر مي توانند انجام دهند.
درعوض، خيلي از افراد هم از سازمانها به عنوان محلي براي كارآموزي استفاده مي كنند و در دهه سي سالگي به صورت مستقل به عنوان كارفرما يا مشاور فعاليت خود را شكل مي دهند و يا در پيمانكاريها، نقش يك متخصص را ايفا مي كنند.
امروزه نه سازمانها و نه كاركنان به استخدام به عنوان مقوله اي مادام العمر نگاه نمي كنند. اكنون ديگر وضع فرق كرده است و افراد بدون اينكه تقصيري داشته باشند شغل خود را از دست مي دهند. حال شرايط به گونه اي است كه 10 درصد از جمعيتي كه در سن كاركردن قرار دارند، فاقد كاري هستند كه در ازاي آن حقوق دريافت كنند و اين رقم بالايي است. البته عده ديگري هم هستند كه در زمره اين 10 درصد نيستند، اما در فقر زندگي مي كنند مثل بسياري از كاركنان مستقل.
در يك جمع بندي، شرايط كاري را در قرن حاضر مي توان چنين توضيح داد:
_ كارگران تمام وقت دائم، اقليت نيروي كار را تشكيل مي دهند؛
_ 70 تا 80 درصد از مشاغل، بيشتر به مهارتهاي فكري نياز دارند تا مهارتهاي بدني؛
_ افراد مستقل، درجهاني شديدا رقابتي، با مازادي از نيروي كار جوياي شغل روبه رو هستند؛
_ سازمانها بيش از پيش از افراد هوشمندي تشكيل شده اند كه كارهاي هوشمندانه اي انجام مي دهند؛
_ افراد شاغل غالبا اطلاعاتي بيش از فرماندهان خود دارند و حس مسئوليت پذيري آنها براي انجام وظيفه چنان كامل است كه به فرمان كسي براي انجام كار گوش نمي دهند، لذا بايد آنها را متقاعد كرد؛
_ مديران جديد برعكس مديران قديمي كه عالم بر همه چيز بودند و مي توانستند همه كارها را انجام دهند و هر مسئله اي را حل كنند، مي خواهند بدانند كه هر مسئله اي را چگونه مي توان حل كرد و در اين راه از ظرفيت كاركنان تحت مديريت شان استفاده مي كنند؛
_ به تدريج واژه مدير از بين خواهدرفت و افراد به عنوان رهبر تيم، گردانندگان پروژه، هماهنگ كنندگان و يا به طوركلي مجريان فعاليت خواهندكرد.

یاسر رجائی 86/01/03  نظر بدهید!

عید نوروز

نوروز86

نوروز۱۳۸۶ ه.ش بر همه شما عزیزان مبارکباد.

امیدوارم سال خوبی داشته باشید و همیشه عاشقانه زندگی کنید.

یاسر رجائی 86/01/01  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی


آخرين اصلاحات برنامه امتحاني نيمسال اول سال تحصيلي 88-87
اطلاعیه مهم در مورد امتحانات پیام نور(2)
اطلاعیه مهم در مورد امتحانات پیام نور(1)
ویژه نامه بازتاب مدیریت ویژه روز دانشجو2
ویژه نامه بازتاب مدیریت ویژه روز دانشجو1

ثبت نام
مهم
درباره وب
این وبلاگ به منظور توسعه سطح علمی و پل ارتباطی بین دانشجویان مدیریت با همکاری انجمن علمی مدیریت دانشگاه پیام نور مرکز مراغه ساخته شده است.
از نظرات دوستان برای بهبود و پیشرفت این وبلاگ از قبل متشکرم.

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
سايت رسمي دانشگاه پيام نور مركز مراغه
کتاب فروشی اینترنتی
سایت رسمی دانشگاه پیام نور
راهکار مدیریت
مدیرستان
انجمن مدیریت ایران
فرهنگ مدیریت و کسب و کار در ایران
آکادمی شش سیگمای ایران
سازمات آزاد تجاری-صنعتی ارس
انجمن ها و اتحادیه های علمی دانشجویی
وبلاگ آهنگ صنعت
فروشگاه اینترنتی کتب انتشارات پیام نور
وبلاگ انجمن علمی ریاضی دانشگاه پیام نور مراغه
,وبلاگ حسابدار
سازمان مدیریت صنعتی ایران
وبلاگ دانشگاه پيام نور بندرتركمن
دانشگاه پيام نور پاكدشت
رخ اندیشه
وبلاگ دانشگاه پیام نور بومهن
وبلاگ بچه های گل پیام نور گیلان
كانون منتظران مهدي (عج) دانشگاه پيام نور مراغه
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

بخش ویژه

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com